ورود

كلمه رمز خود را فراموش كرده ايد؟

تغییر پوسته


 
Latest topics
» معرفي سايتهاي مفيد
2014-04-24, 14:32 by Admin

»  آیا از رئیس جمهور خود رضایت دارید؟
2013-11-07, 04:50 by sekander

»  دانلود ترانه هایی عارف جعفری(َترانه یی جدید مادر از عارف جعفری)(Download Madar Aref Jafari )
2013-04-08, 17:07 by Admin

» کلپ "براي تاريخ"مربوط به فاجعه افشار و خيانت مزدورها
2013-01-17, 15:22 by Admin

»  مزاری ماندگار ترین تلاش درتاریخ هزاره های افغانستان
2013-01-17, 15:22 by Admin

» مجموعه سخنرانی های بابه مزاری
2013-01-17, 15:22 by Admin

» دمبوره خانه آبه میرزا|Damboora
2013-01-05, 15:15 by Admin

»  غزل
2012-12-30, 20:22 by عبدالمتین کریمی

» دانلود آلبوم صیاد از عارف جعفری(Download Sayad-Aref Jafari)
2012-12-28, 19:20 by mostafa

» اسم كسي كه دوسش داري
2012-11-18, 02:00 by mojtaba

» بیا تو زیبا ترین جمله ای رو که دوست داری بگو
2012-11-18, 01:45 by mojtaba

» haghighat!
2012-11-18, 01:18 by mojtaba

» امروز صبخ تو خودم خورد شودم تاحالا چند بار بخاطر افغانی بودنت غرورت شکست
2012-10-13, 00:52 by pakota

» تست آنلاين تعيين سطح زبان انگليسي
2012-09-03, 01:39 by REZA LOVE AFG

» بهترین آموزشگاه زبان انگلیسی تو مشهد كجاست ؟
2012-07-29, 13:34 by مهدی

» دیوان صوتی حافظ از روی تصحیح علامه قزوینی و استاد قاسم غنی
2012-07-19, 15:45 by tamana

» كاروان ورزشي افغانستان در بازي هاي تابستاني لندن 2012
2012-07-19, 13:19 by tamana

» پروژه امارات برای دور زدن تنگه هرمز افتتاح شد
2012-07-16, 13:34 by tamana

» گلشیفته زن روسپی افغان !
2012-07-15, 18:39 by tamana

» نمائی از شغل های متفاوت در افغانستان
2012-07-15, 17:55 by tamana

» عکس زن
2012-07-15, 17:54 by tamana

» جغرافیای ایرانِ شاهنامه
2012-07-12, 17:15 by tamana

» راه‌پیمایی اعتراضی به تیرباران یک زن در شمال کابل
2012-07-12, 12:57 by tamana

» رفسنجانی خاطرات خود از 'مسائل مهم' را کجا ثبت می کند؟
2012-07-11, 13:15 by tamana

» فتح اصفهان
2012-07-10, 17:03 by somayerezayi

» درخواست بازداشت عاملان حمله به خانه مهاجران افغان در یزد
2012-07-07, 13:22 by somayerezayi

» عکاس باشي
2012-06-20, 22:42 by somayerezayi

» کسب مقام دوم عکس انترکشن توسط نجیب الله مسافر
2012-06-20, 22:15 by somayerezayi

» پدیده جدید موسیقی افغانستان عارف جعفری
2012-06-20, 22:10 by somayerezayi

» دانلود کتاب تاریخ تمدن ویل دورانت
2012-05-26, 21:48 by tamana

» Download Shahname Ferdowsi دانلود شاهنامه فردوسی
2012-05-23, 11:03 by tamana

» تست آنلاین افغانستان شناسی
2012-05-22, 15:32 by tamana

» جاپان ۵۰۰ بورس تحصیلی به دانشجویان افغانستان اعطا کرد
2012-05-22, 06:46 by mirvais

» شعر افغانستان
2012-05-18, 23:10 by Admin

» نگاهی به سه فلم؛ مستند کردن شهر کابل
2012-05-18, 19:02 by Admin

» نگاه کوتاه بر کارتون بُـزِ چـینـی+دانلود
2012-05-18, 18:53 by Admin

» دروغ جدید خبرگزاری مهر درباره نشست غزنه
2012-05-18, 12:11 by Admin

» صفحه طراحی بنر انجمن گفتمان
2012-05-12, 11:01 by ahmad siar

» روح الله نیکپا قهرمان افسانه ساز
2012-05-10, 18:24 by Admin

» شخصیت شناسی اعضای انجمن
2012-05-10, 14:29 by Admin

Poll

آیا از رئیس جمهور خود رضایت دارید؟

64% 64% [ 854 ]
36% 36% [ 488 ]

محموع راي ها : 1342


تاریخ افغانستان

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي Go down

تاریخ افغانستان

پست by mehdi0093 on 2010-09-18, 02:42

تاریخ افغانستان
از ویکی‌پدی، دانشنامهٔ آزاد.

حدود دوهزار سال پیش از میلاد مسیح، سرزمین هندوکش (افغانستان) مورد هجوم اقوام آریایی که از دره‌های پامیر سرازیر شده بودند قرار گرفت و به تصرف این اقوام در آمد. روشن نیست پیش از تهاجم آریایی‌ها چه کسانی در این سرزمین ساکن بوده‌اند. بطلمیوس و دیگر جغرافی‌دانان باستان از سرزمینی که در جنوب هندوکش بین کویر نمک ایران در غرب و رود سند در شرق واقع بوده، به نام «آریانا» یاد کرده‌اند.

قدیمی‌ترین اثر مکتوبی که در آن از سرزمین هندوکش ذکر به عمل آمده، اوستا کتاب مقدس زرتشت است
هخامنشیان

باکتریا در حدود ۵۴۰ قبل از میلاد. توسط کورش هخامنشی فتح و به امپراتوری ایران پیوست. بعدها داریوش کبیر قسمت‌های بیشتری از آن را فتح کرد. افغانستان کنونی در دوران داریوش هفت ساتراپی داشت و اهمیت استراتژیک زیادی داشت. در اواسط قرن چهارم قبل از میلاد فتوحات هخامنشی فروکش کرد و برخی از نواحی جنوب و شرق به تدریج از شاهنشاهی هخامنشی جدا شدند.
حملۀ اسکندر

پس از شکست ایرانیان از لشکریان اسکندر و گشوده شدن پایتخت هخامنشی، داریوش سوم به سوی شرق متواری گشت و توسط بسوس، بدخش (والی) بلخ، کشته شد.

در سال ۳۲۹ پیش از میلاد، اسکندر مقدونی پا به سرزمین هندوکش که تاریخ‌نویسان یونانی آن را پاراپومیسوس (Parapomisus) گفته‌اند نهاد. اسکندر هرات را تصرف و پس از سپری نمودن زمستان در سیستان، وارد ناحیه‌ای شد که به نامش اسکندریه (قندهار امروزی) نامیده شد. لشکریان اسکندر پس از اشغال غزنه و کابل، در شمال کابل (غوربند) شهرک دیگری را نیز به نام اسکندریهٔ قفقاز بنا نهادند. اسکندر با سپاهیان خود وارد مناطق حاصل‌خیز آسیای میانه شد و می‌گویند با دختر یکی از خان‌های محلی تخارستان نیز ازدواج کرد که اسمش رخسانه(Roxana)بود. اسکندر به مدت یک سال در دشت‌های آسیای میانه سرگردان بود و با تاخت‌وتاز جنگجویان این سامانها روبرو می‌گشت و شماری از سپاهیانش را نیز به علت سرما و کمبود خواروبار از دست داد.

پس از برونرفت اسکندر از باکتریا (سرزمین باختر)، برخی از سردارانش پادشاهی کوچکی تشکیل داده و مدت دویست سال بر این سرزمین فرمان راندند. از دو سده چیرگی پادشاهان یونانی باکتریا چیزی به جز برخی از سکه‌های آن زمان بجا نمانده است.
کوشانیان

در قرن اول میلادی، قبایل صحراگرد یوئه-چی که از جانب شمال وارد باکتریا شده بودند یونانی‌ها را تارومار کرده، باکتریا را تصرف نمودند و سلسلهٔ کوشان را بنا نهادند. کوشانی‌ها که تجربهٔ حکومت نداشتند، امپراتوری خویش را بر ویرانه‌های امپرتوری یونانی بنا نهاده و دوباره سکه‌های یونانی و حتی الفبای یونانی را متداول ساختند.

کوشانیها تا اواسط قرن اول میلادی شهرهای کابل و قندهار را نیز تسخیر کرده و امپراتوری خویش را وسعت بخشیدند. در این دوران دین بودایی نیز توسط آشوکا به این سرزمین وارد شد. در دوران حکمرانی کانیشکا، مبلغان آئین بودایی از طریق آسیای مرکزی به چین سفر نموده و در پخش و اشاعهٔ این آیین تلاشهای زیادی کردند. دورهٔ کوشانی‌ها را می‌توان دورهٔ تمدن جدیدی برای افغانستان محسوب کرد: این خاندان در پیکرتراشی پیشرفت‌های بسیاری کرد و بت‌های ۳۵ و ۵۳ متری بامیان که توسط طالبان نابود شدند از یادگارهای همین دوره بودند. خاندان کوشان در حوالی سال ۲۲۰ میلادی، زمانی که خاندانهای کوچکی اینجا و آنجا سر بلند کرده و برخی از نقاط را تصرف نمودند منقرض گشت. انقراض خاندان کوشانی پایان یک عصر یا دورۀ شکوفایی فرهنگی و هنری بود که دیگر هیچگاه در افغانستان تکرار نشد.
ساسانیان

در قرن سوم میلادی ارشیر اول سلسله مقتدر و نیرومند ساسانی را بنیاد نهاد که تا چهار قرن دوام آورد. شاهان ساسانی امپراتوری خویش را تا رود سند و آسیای مرکزی وسعت دادند. درحالی که ساسانیان سرگرم گسترش امپراتوری خود بودند، هونها بازماندگان بی قدرت کوشانی را در هم کوبیده و مدت کمتر از یک قرن بر افغانستان حاکم شدند.در قرن ششم میلادی خسرو انوشیروان ساسانی هونها را از باکتریا راند و این منطقه بار دیگر به امپراتوری ساسانی پیوست.

پس از قدرت گرفتن دین اسلام در عربستان و تصمیم پیامبر اسلام به ترویج آن در دیگر کشورها، اعراب در سال ۳۲ ه‍.ق (۶۵۲ میلادی) پس از شکست یزدگرد سوم ایران را فتح و سلسله ساسانی منقرض گشت. پس از انقراض ساسانیان، اعراب مسلمان به بهانه انتشار دین اسلام همسایگان را مورد تاخت و تاز قرار داده، دارایی‌ها را به نام غنیمت تاراج، جوانان را به غلامی، زنان را به کنیزی و پیرمردان را بنام زندیق کشتند.
حملۀ مسلمانان

در سال ۴۷ هجری قمری (۶۶۷ میلادی) اعراب از طریق هرات از آمودریا گذشتند، ولی تا سال ۹۱ هجری قمری (۷۰۹ میلادی) که بر سرزمینهای باکتریا و ورارود مسلط شوند با مقاومت شدید مردم روبرو شدند و در برخی موارد تلفات سنگین جانی را نیز متحمل شدند. در کابل اعراب با ایستادگی جوانی بنام رستمداد کابلی روبرو شده چندین شبانه روز در محاصره ماندند، آخر قوای تازه دم اعراب تحت فرماندهی یکی از سرداران عرب به نام لیس ابن قیس معروف به شاه دوشمشیره به کمک سپاهیان رسیدند. لیس بن قیس در محلی که امروز سفارت ایران و وزارت خارجه افغانستان قرار دارند پنج‌هزار نفر را در یک روز سر برید.
طاهریان و صفاریان

در اواخر قرن سوم ه‍.ق (قرن نهم میلادی) سلسلۀ طاهریان روی ‌کار آمد و تا حدی بر اعراب چیره شد، دولت مستقل طاهریان تا سال ۲۵۹ هجری قمری (۸۷۲ میلادی) تقریباً تمام افغانستان امروزی و قسمتی از ایران امروز را در دست داشتند و آن‌گاه توسط صفاریان سرنگون شد. صفاریان سیستان نخستین خانواده بومی بودند که دست اعراب را از سرزمین شان کوته ساخته و برای نخستین بار زبان فارسی (دری) را جایگزین زبان عربی ساختند. در نهایت صفاریان به دست سامانیان سرنگون شدند.
سامانیان

سامانیان در سال ۳۰۸ هجری قمری (۹۲۰ میلادی) از مرکز اقتدارشان بخارا، بر امپراتوری وسیعی که از مرزهای هند تا حوالی بغداد گسترش داشت حکم می‌راندند. با قدرت گرفتن ترکان در دربار سامانی اقتدار این سلسله رو به ضعف نهاده و در پایان زیر نفوذ غلامان ترک در آمدند. مشهورترین چهره در میان این غلامان الپتگین است که در سال ۳۵۱ هجری قمری (۹۶۲ میلادی) علیه سروران سامانی خود در غزنه دست به شورش زد و خود را فرمانروای غزنه معرفی کرد، و به این ترتیب سلسله غزنویان را بنیاد نهاد.
غزنویان

سلطان محمود سومین و مقتدر ترین حکمران این دودمان دامنه امپراتوری خود را از غرب تا بخش‌های وسیعی از ایران و در شرق تا رود گنگ توسعه داد. محمود تحت نام جهاد هفده مرتبه به هندوستان حمله نمود و در هر مرتبه این دیار غارت و تاراج نموده به غزنی بر میگشت. محمود یک نابغه نظامی بود ولی از امور دیوانی و دولتداری بویی نمی‌برد، با یاری وزرای دانشمند و فاضل خود امور دیوان‌داری و جمع آوری مالیات را پیش می‌برد. یکی از این وزرای فاضل و مدبر امیر حسنک پسر میکال معروف به حسنک وزیر بود. محمود شهر غزنی را توسعه داد و آراست و در آن مراکز آموزشی و حوزه‌های علمی دایر نمود. آن‌گاه از همه نامآوران و دانشوران و سخندانان عصر دعوت شد تا در غزنی مقیم شوند. می‌گویند در دربار محمود چهارصد شاعر و عالم جمع شده بودند، عنصری بلخی، فرخی سیستانی، عسجدی مروزی و دانشمند و تاریخنگار بلند آوازه دوران ابوریحان بیرونی از آن جمله بودند.

محمود را یک مسلمان خشک و متعصب گفته اند، می‌گویند که در مذهب سنت سخت تعصب داشت، همچنان با آنهایی‌که اشتیاق به فرهنگ ایران قبل از اسلام داشتند نیز میانه خوبی نداشت. سامانیان که قبل از غزنویان دولت مستقل خود را در بخارا داشتند، زبان فارسی جایگزین زبان عربی ساختند و ازان به عنوان زبان رسمی استفاده می‌کردند، اما محمود برای اینکه دل خلیفه بغداد را خوش داشته باشد، دوباره زبان عربی را در قلمرو خویش زبان دولتی ساخت و به تمام کاتبان و دیوانداران دستور داد تا مراسلات را به زبان عربی بنویسند. سلطان محمود که خود یک ترک و در ضمن یک سنی متعصب بود، زحمت سی ساله خالق شاهنامه بی بدیل ابوالقاسم فردوسی را کمترین ارزش نداده بلکه همه‌ای نامردمی را نیز بر وی روا داشت، پورسینا نیز نسبت بی الطفاتی و کج خلقی محمود خانه و کاشانه را ترک نموده به آل بویه پناه آورد.

سلطان محمود در سال ۴۲۱ هجری قمری (۱۰۳۰ میلادی) در گذشت. پس از وفات محمود ستاره اقبال دودمان غزنوی افول کرد. طی ۱۲۵ سال بعدی مبارزه قدرت در میان فرمانروایان دوازده گانه غزنوی همچنان ادامه داشت. سلسله غزنویان که به تدریج در اثر جنگهای رهبران آن از پا در آمده بود سرانجام جای خود را به غوریان داد.
غوریان

در سال ۵۳۵ هجری قمری (۱۱۴۰ میلادی) غوریان شهر با شکوه غزنی را که زمانی لقب عروس شهرها را داشت به تصرف خود درآوردند. علاالدین غوری معروف به جهانسوز این شهر زیبا را به آتش کشیده اجساد سلاطین غزنوی مگر محمود و پسرش مسعود را از قبرها بیرون کشید و سوزاند.

غوریان که همواره خواب رسیدن به سرزمین زرخیز هندوستان را می‌دیدند، بعد از ویران ساختن غزنی در اسرع وقت رهسپار هندوستان شدند. یکی از غلامان ترک غوریان بنام قطب الدین تخت و تاج دهلی را تصاحب کرد و پس از وی غلامان ترک به مدت یک قرن این تخت و تاج را در اختیار داشتند.
مغولان

در قرن هفتم هجری قمری (سیزدهم میلادی) یکی از روئسای قبایل مغول بنام چنگیزخان، قوم خود را تحت نظم و انظباطی شدید بصورت نیروی جنگنده‌ای مقتدر در آورد. مهاجمان مغول سوار بر اسپهای تیزتک و ریزاندام از صحرای مغلستان به‌طرف جنوب سرازیر شدند و همچون گردباد توفنده کوهها و دشتهای پیش روی خود را درهم پیچیدند. سرزمین کنونی افغانستان حتی صدسال بعد نیز همچنان اسیر مغولان بود. رهبران محلی عموماً ترکانی بودند که از طرف اربابان مغول خود برای اداره امور این سرزمینها گماشته شده بودند. پس از مرگ چنگیز پسرش اوکتای به جای وی نشست، و آنگاه که امپراتوری مغول تجزیه و متلاشی می‌شد، این سرزمین کوهستانی به هلاکو نوه چنگیزخان واگذار شد.
آل کرت

پس از سقوط مغول‌ها در قرن هشتم هجری‌قمری (چهاردهم میلادی) آل کرت هرات که بازماندگان سلسله غوریان بودند فرصت یافتند در فاصله سالهای ۷۳۳ هجری قمری (۱۳۳۲ میلادی) تا ۷۷۲ هجری قمری/۱۳۷۰ میلادی مستقلاً بر سرزمین خویش حکومت کنند. اما حکومت مستقل ایشان به دست تیمور لنگ، از نوادگان دختری چنگیزخان که قبایل ترک تحت فرمان خود در مقرش در سمرقند به قصد جهانگشایی به حرکت در آورده بود سر نگون شد.
تیموریان

تیمورلنگ چندین بار این سو تا آنسوی هندوکش را زیر سم ستوران خود گذراند؛مشهورترین لشکرکشیهای وی در ۸۰۱ هجری قمری (۱۳۹۸ میلادی) انجام شد که طی آن هندوستان فتح و دهلی غارت گردید، و یکبار دیگر پس از چنگیز این نواحی دستخوش چپاول و ویرانی شد. با مرگ تیمور در سال ۸۰۷ هجری قمری (۱۴۰۵ میلادی)، پسر چهارمش شاه رخ، پس از یکسال جنگ و رقابتهای خانوادگی، حکومت هرات و نیز ماورءنهر را بدست گرفت. وی هرات را به عنوان پایتخت خود بر گزید، حصارهای آن را مرمت و بازسازی کرد و در آن بناهای مجللی ساخت، و این شهر بصورت مرکز مهم سیاسی و بازرگانی منطقه در آمد. در این سالها معماران، نقاشان، علما و محققان و موسیقی دانان مورد تکریم و تجلیل فراوان قرار گرفتند. بزرگ‌ترین هنرمند میناتوریست استاد کمال الدین بهزاد، در حدود سال ۸۴۴ هجری قمری (۱۴۴۰ میلادی) در هرات تولد یافت و در دربار سلطان حسین بایقرا، آخرین شاهزاده‌ای تیموری، زندگی کرد.

بخش اعظم دوره صدساله حکومت تیموریان در افغانستان شاهد رونق و رفاه و پیشرفت این کشور بود. اما امپراتوری تیموریان نیز تدریجا به سوی زوال می‌رفت؛ و یکبار دیگر، با زوال اقتدار فرمانروایان خارجی، مردم و رهبران بومی این سرزمین امکان آن را یافتند که تجدید قوا کنند و برای بذست گرفتن حکومت سرزمین خود سر برآورند. یکی ازین رهبران، شخصی بنام بهلول لودی بود. لودی در سال ۸۵۵ هجری قمری (۱۴۵۱میلادی) تاج و تخت دهلی را نیز تصاحب کرد و سلسله لودی را که هفتاد و پنج سال دوام کرد تأسیس نمود.

ظهیرالدین محمد بابر بزرگ‌ترین فرزند عمر شیخ شاهزاده تیموری بود که بر فرغانه حکم می‌راند. ولی پس از آن‌که بر جای پدر خود نشست، ترکان ازبک تمامی ملک و موطن وی را تصرف کردند، وی در سال ۹۱۰ هجری قمری (۱۵۰۴ میلادی)، شکست خورده و پریشان، به همراه چند صد نفر از وفادارانش سفری را به امید فتوحات احتمالی آغاز کرد که آخر مؤسس امپراتوری مغولان هند شد. ظهیرالدین مانند جدش تیمور لنگ ترک بود و به ترک بودنش مباهات می‌کرد و همچنان مدعی بود که نوه چنگیزخان است. او شهر کابل رابرای آب و هوای مطبوع و اهمیت بازرگانی و سوق جیشی آن به عنوان مرکز خویش برگزید. بعد از فتح هند دیگر هیچگاه به کابل بر نگشت، اما بنا به وصیت خود، جسدش را بعد از مرگ به این شهر آورده و در باغی که خودش بنام باغ بابر (این باغ تا هنوز به همین نام موجود است) دایر کرده بود منتقل و دفن نمودند. پس از مرگ بابر ستاره اقبال امپراتوری تازه تأسیس یافته مغول برای مدت بیست سال در حضیض بود. یکی از بسته گان لودیها شخصی بنام فرید شیر شاه سوری تخت و تاج هند را از همایون فرزند و جانشین بابر تصاحب نمود، و سلسله‌ای را بنام سوریها را بنیان گذاشت. همایون مدت پانزده سال در تبیعد بسر برد و عاقبت به کمک ایران قندهار و کابل را دو باره بدست آورد. در سال ۹۶۲ هجری قمری (۱۵۵۵ میلادی، دهلی را نیز دوباره به کف آورد. اکبر شاه پسر همایون بعد از پدرش به تخت نشست و امپراتوری مغولان هند را دوباره تثبیت ساخت. اکبرشاه بسال ۱۰۱۴ هجری قمری (۱۶۰۵ میلادی، چشم از جهان فرو بست، و پسرش جهانگیر بر جایش نشست. در این دوره است که باز رهبران محلی اینجا و آنجا سر بلند کرده از هر طرف صدای استقلال خواهی بگوش می‌رسد. در دوره حکومت شاه جهان، شاعر جنگجوی مشهور پشتون بنام خوشحال خان ختک از کوههای سلیمان سر برآورد. خوشحال در چندین مصاف با مغولان جنگید. شاه جهان حکومت پشاور را به خوشحال خان بخشید، اما اورنگزیب بعد از آنکه پدرش شاه جهان را خلع و خود بر مسند امپراتوری مغول تکیه زد تمام صلاحیتهای خوشحال را محدود نموده آخر او را به زندان افگند. حکومت طولانی اورنگزیب همراه با شورشهای مداوم قبایل پشتون مواجه بود؛ خوشحال خان در گروگان سپاهیان مغول بود و ایشان هم همواره تلاش می‌کردند تا شورش قبایل را سرکوب نمایند، او حتی در زندان نیز عمیقترین انزجار و تنفر خود را توسط اشعارش نسبت به مغولان تبارز میداد. خوشحال بعد از دوسال از زندان رها شد و بقیه عمر خود را در مبارزه علیه ایشان سپری نمود، او همیشه سعی می‌کرد تا اقوام پراگنده پشتون را علیه مغولان متحد سازد. با مرور زمان شالوده‌های امپراتوری مغولان هند بر اثر سوء تدبیرهای اورنگزیب سست گشت، و این امپرتوری در فاصله کوتاهی پس از مرگ اورنگزیب در سال ۱۱۱۸ هجری قمری (۱۷۰۷ میلادی) تجزیه شد و از هم پاشید. در فروپاشی امپراتوری مغولان هند افغانها بی تأثیر نبودند. طی دویست (دوصد) سالی که مغولان حکومت هند را در دست داشتند، شهرهای مرزی افغانستان از سه سو مورد کمکش و محل منازعه بودند: مغولها از یک سو، ایرانیها از سمت غرب، و ترکان ازبک از سمت شمال. کابل، هرات و قندهار بارها میان این مدعیان متخاصم دست به دست شدند.

در سال ۱۱۲۰ هجری قمری (۱۷۰۸ میلادی) پشتونهای غلزایی سلطه‌ای ایران بر قندهار را برانداختند ؛ در هرات نیز پشتونهای ابدالی همین کار را کردند. با گذشت چند سال این قبایل چنان قدرتمند گشتند که محمود افغان مشهور به شاه محمود هوتکی بر بخش‌های وسیعی از ایران نیز برای مدتی حکم میراند. اما از آنجاییکه ایشان قلمرو خویش را بیش از حد توانشان بسط و توسعه داده بودند حکومتشان چندان نپاییذ و بزودی برچیده شد.

نادرشاه افشار از اهالی خراسان بود که سلطه هوتکیان را بر ایران در هم شکست و سراسر ایران را تحت رهبری و اقتدار خود در آورد. نادرشاه به بهانه تعقیب برخی از سران غلزایی که به کابل فرار کرده بودند به سال ۱۱۵۱ هجری قمری (۱۷۳۷ میلادی) کابل را تصرف و با سپاه گران مرکب از ایرانیها و قبایل افغان رهسپار هند گردید. نادر پس از رفتن خزانه‌های هند به پایتخت خود مشهد بازگشت.

احمدخان سدوزایی، یکی از سران قبیله پشتونهای ابدالی از جمله امرای نادرشاه بود. وی چنان مورد اعتماد نادر بود که به فرماندهی نیروی ۴۰۰۰ نفره‌ای محافظ او گماشته شد. در سال ۱۱۶۰ هجری قمری (۱۷۴۷ میلادی) نادر بدست سران سپاه ایرانی خود به قتل رسید احمدخان پس ازین حادثه خود را به قندهار رساند، و در آنجا خود را امیر یعنی رئیس همه‌ای قبایل خواند و حکومت افغانستان را بدست گرفت.


دولت مستقل افغانستان

از سال ۱۱۶۰ هجری قمری (۱۷۴۷ میلادی به بعد حکومت مستقل افغانستان را همواره دو خانواده از طایفه ابدالی در دست داشته اند. از سال ۱۱۶۰هجری قمری (۱۷۴۷ میلادی) تا ۱۲۵۱ هجری قمری (۱۸۳۵ میلادی) تاج و تخت این کشور در دست سدوزاییها بود؛ و از آن پس به خانواده محمدزایی که از همان طایفه بودند تعلق گرفت.

احمدخان سدوزایی دست به یک پارچه ساختن مملکت زد، کابل را تصرف نمود. همهٔ سرزمینهای واقع در غرب رود سند را، از کشمیر تا دریای عمان، با پذیرفتن انواع مشکلات از دست مغولان هند باز پس گرفت. احمدشاه (احمدخان سدوزایی) ملقب به احمدشاه بابا ۱۲ مرتبه بر هند لشکر کشید در سال ۱۱۷۰ هجری قمری (۱۷۵۶ میلادی) دهلی را تصرف کرد و خزانه‌ای خود را با ثروت سرشار که از آنجا غنیمت گرفته بود انباشت. بعد از مرگ احمدشاه درسال ۱۱۸۷ هجری قمری (۱۷۷۳ میلادی) تا چهل وپنج سال بعد همچنان رقابت و کشمکش و دسیسه چینی در میان مدعیان حکومت در طایفهٔ سدوزایی ادامه یافت ؛ این وضع باعث از هم گسیختگی خاندان حاکم گشت و چیزی نمانده بود که افغانستان را نیز از هم بپاشد.

پسر دوم و جانشین احمدشاه، یعنی تیمورشاه، پایتخت خود را از قندهار به کابل انتقال داد و مدت بیست سال از (۱۱۸۷ هجری قمری (۱۷۷۳ میلادی)-۱۲۰۸ هجری قمری(۱۷۹۳ میلادی)) بر قلمرو وسیع اما نا مطمئن حکم میراند. تیمور شاه بیست و سه پسر داشت اما نتوانست برای خویش جانشین تعین کند. طی بیست و پنج سال شاهزادگان سدوزایی مشغول توطئه و تحریک برای دست یافتن به حکومت کابل بودند و قلمرو این حکومت هم به مرور زمان از هم می‌‌پاشید. در این مدت از میان پسران تیمور شاه، سه برادر هر کدام برای چند صباحی و یکی از ایشان دو بار به حکومت رسیدند، و هریک از ایشان نیز بزودی قربانی توطئه‌های خانوادگی گردیدند. بعد از اینکه این برادران رئیس طایفه‌ای محمدزایی به قتل رساندند و پسر بزرگ وی فتح محمدخان (وزیر فتح خان) را کور کردند، کاسه‌ای صبر محمدزاییها لبریز شد. این طایفه علم طغیان علیه سدوزاییها را بلند کرد، و در سال ۱۲۳۳ هجری قمری (۱۸۱۸ میلادی) دوست محمدخان، جوانترین پسر رئیس طایفه محمد زایی، حاکم سدوزایی را در حوالی کابل شکست داد. دراین روزها از قلمرو وسیع سدوزایی چیز چندانی باقی نمانده بود. بلخ دعوی استقلال می‌کرد، مرو و کوشک به تصرف روسیه تزاری در آمده بودند، رانجیت سینگه والی ایالت پنجاب نیز اعلان حکومت نمود. انگلیسها بر بلوچستان دست انداخته بودند و سند نیز در مقابل حکومت افغانها تمکین نمی‌کرد.

دوست محمدخان در چنین شرایط بحرانی به سال ۱۲۵۰ هجری قمری (۱۸۳۵ میلادی) خود را امیر افغانستان خواند. دوست محمد از انگلیسها که عملا از سیکها حمایت می‌کردند تقاضا نمود تا بر سر مسئله پنجاب میان ایشان میانجیگری نمایند و در ضمن به انگلیس قول داد که افغانها مانع پیشروی روسها از شمال به جانب جنوب شوند. دوست محمد خان وقتی زمام امور را در دست گرفت که دو امپراتوری بزرگ روسیه و انگلیس سرگرم پیش‌روی‌ها و توسعهٔ قلمرو خویش بودند. افغانستان بصورت مانع و حد فاصل طبیعی و کوهستانی در میان این دو امپراتوری، به مهره‌ای پیاده‌ای در رقابت شطرنج وار این قدرتهای بزرگ قرن ۱۹ و دست آخر به سپری برای جلوگیری از تصادم آن دو، بدل شد. وقتی دوست محمد در مبارزه با سیکها از انگلیس کمک خواست آنها حاضر نشدند که به وی کمک کنند، چه که آنها آخرین حملات دوران احمدشاه بر هند را هنوز بخاطر داشتند و بخود اجازه نمیدادند تا افغانها این مردمان کوه نشین و دیرآشنا و حادثه جو را تهدیدی برای سلطه‌ای خود بر هند ندانند. همین احساس خطر بالاخره باعث شد که دوست محمدخان دوسال بعد از حکومت افغانستان کنار رود. وقتی دوست محمدخان از انگلیس استمداد کرد که هرات نیز در محاصرهٔ ایران بود. انگلیس‌ها از پیش‌روی ایران و پیش‌روی روسیه در آسیای مرکزی بیشتر احساس خطر نمودند. وقتی انگلیسها به درخواست امیر دوست محمد جواب منفی دادند، وی نیز ناگزیر دست به دامان تزار روس زد. دراین وقت انگلیس خطر را بسیار جدی تلقی نموده اعلان نمود که برای حفظ هند بریتانوی در مقابل دست درازیهای روسیه ضرورت میداند تا در کابل یک حکومت دوست انگلیس باشد، درینوقت شاه شجاع، شاهزاده مخلوع و بی تخت و تاج سدوزایی اعلان کرد که هرگاه انگلیسها در رسیدن به حکومت کابل به وی کمک کنند، او حاضر است که پشاور را به سیکها واگذارد. تا این هنگام ایرانی‌ها هرات تخلیه کرده بودند، اما با این حال انگلیس‌ها افغانستان را اشغال کردند، و بدین ترتیب نخستین جنگ انگلیس و افغانستان (۱۲۵۴ هجری قمری (۱۸۳۸ میلادی) - ۱۲۵۸ هجری قمری (۱۸۴۲ میلادی)) آغاز می‌شود.
جنگ اول افغان و انگلیس

در سال ۱۲۵۴ هجری قمری (۱۸۳3 میلادی) جنگ بین افغانستان و انگلیس در بخش جنوبی دره‌ هلمند روی داد. دوست محمدخان که در کابل خود را در چنبر توطئه‌ها و دسایس گرفتار دید، ناگزیر به تبعید در هند تن در داد. نیروهای انگلیسی در کابل مستقر شدند و شاه شجاع نیز بر حکومت کابل دست یافت، هم شاه شجاع و هم انگلیسی ها در نیافته بودند که مردم او را نه به عنوان شاه بلکه حتی به عنوان رئیس یک قبیله هم نمی‌پذیرند. نیروهای انگلیسی از شاه شجاع حمایت کردند و بزودی خود را در حلقه‌ای محاصره‌ای افغانهای وطن‌پرست یافتند، جنگجویان افغان از هر سو بر انگلیسها حمله نمودند، و محاصره را روز تا روز تنگتر ساختند. در ژانویه ۱۲۵۷ هجری قمری (۱۸36 میلادی) انگلیسی ‌ها اعلام نمودند که حاضرند کابل را تخلیه کنند. رهبران کابل (طرفدار انگلیس) اعلام نمودند که آنها بدون آسیب خود را به هند خواهند رساند، واین تضمین رهبران کابل خشم افغانها را بیشتر برانگیخت، زیرا که آنها این رهبران را به رسمیت نمی‌شناختند. ستون نیروهای انگلیسی مرکب از ۴٬۵۰۰ مرد جنگی، عده‌ای زن و کودک، ۱۲٬۵۰۰ خدمه و سایر همراهان لشکر در میان برف سنگین و سرمای شدید زمستان، کابل را ترک کردند، اما ناگهان مورد هجوم قبایل خشمگین کوه نشین قرار گرفتند. حمله کنندگان کسانی بودند که برای بدست آوردن غنیمت بر ایشان حمله نموده تمام عفت و احساس بشردوستی را زیر پا گذاشته همه را قتل عام نمودند.

در فاصله‌ای کمتر از یک سال بعد گروهی از نیروهای انگلیسی برای گرفتن انتقام رهسپار افغانستان شدند. اینان قلعه و بازار بزرگ شهر را به آتش کشیدند، و هرگونه مخالفت را سرکوب نمودند. تلاش های مذبوحانه انگلیس برای ایجاد یک حکومت تحت الحمایه در کابل علی رغم هزینه‌ای بسیار سنگین مالی و انسانی، تقریباً هیچ ثمری نداشت جز دشمنی و عداوت پایه دار افغانها با ایشان. شاه شجاع که مورد حمایت انگلیس بود در این گیرو دارها کشته شد. دوست محمدخان امیر تبعیدی از هند به افغانستان باز گشت و مورد استقبال مردم قرار گرفت. دوست محمد پیش از فرا رسیدن مرگش به سال ۱۲۷۹ هجری قمری (۱۸58 میلادی) توانست افغانستان را تقریباً در همان محدوده‌ای که امروز است، متحد و یکپارچه سازد.

پس از مرگ دوست محمدخان باز پسرانش مانند پسران تیمورشاه بخاطر بدست آوردن تخت و تاج به جان هم افتادند، سرانجام شیرعلی خان در ۱۲۸۵ هجری قمری (۱۸۶4 میلادی) به حکومت رسید. در سالهای حکومت داری شیرعلیخان لندن و سن پترزبورگ در مذاکره‌ای به این فیصله رسیدند که روسیه مرزهای شمالی افغانستان را که کمابیش با رود جیحون منطبق است، به رسمیت بشناسد، و این منطقع باید خارح از نفوذ روسیه بماند.

با همه‌ای این احوال، مشکلات و مسائلی که در سال ۱۲۹۴ هجری قمری (۱۸۷۷ میلادی) بین انگلیس و روسیه پیش آمد، نتایج آن برای شیرعلیخان در نهایت گران تمام شد. روسها در مرزهای شمالی افغانستان لشکر آراستند و در سال ۱۲۹۵هجری قمری (۱۸۷۸ میلادی) یک هیأت دیپلوماتیک به نزد امیر شیرعلی اعزام کردند. انگلیس هم برا ی اینکه از معرکه عقب نماند متقابلا یک هیات سیاسی را به‌طرف کابل گسیل داشتند، اما نگهبانان مرزی افغانستان هیأت انگلیسی را در تنگه خیبر متوقف ساخت. انگلیسها که از این رفتار حکومت کابل به خشم آمده بودند، اعلام کردند که حکومت افغانستان باید از این عمل خود عذرخواهی کند و به هیئت انگلیس اجازه بدهند که وارد کابل شود. توضیحات امیر شیرعلی خان نیز انگلیس را قانع نکرد، لذا دومین جنگ انگلیس و افغان درگرفت.
جنگ دوم افغان وانگلیس

وقتی انگلیسها از طرف جنوب، افغانستان را اشغال کردند، امیرشیرعلیخان از روسها استمداد کرد، ولی پاسخی نیافت و ناگزیر اداره امور را به فرزندش یعقوب خان سپرد و خود به امید جلب کمک رهسپار شمال گشت، روسها تنها کمکی که به وی کردند این بود که توصیه نمودند به پایختش برگردد و با انگیس‌ها از در صلح درآید. امیر شیرعلی نا امید، افسرده و در هم شکسته در مزارشریف چشم از جهان فروبست. انگلیس‌ها اینبار نیز با رهبرانی پیمان بستند که افغان‌ها ایشان را بحیث رهبر نمی‌شناختند. اگرچه یعقوبخان فرزند شیرعلیخان بود و از طرف وی اداره‌ای امور را در شهر کابل در دست داشت، ولی او نیز رهبری نبود که مورد قبول سران قبایل باشد. وی به همهٔ خواستهای انگلیس که مهم‌ترین آنها عبارت بود از این‌که افغانستان باید روابط خود را با سایر کشورهای خارجی با مشورت انگلیس تنظیم کند، گردن نهاد. نمایندگانی راکه انگلیس بنابر مفاد همین معاهده صلح (معاهده صلح گندمک)، در سال ۱۲۹۶ هجری قمری (۱۸۷۹ میلادی) به کابل اعزام نموده بود، چند هفته بعد به دست افغان‌هایی‌که مخالف این معاهده بودند، به قتل رسیدند. از این رو سه لشکر تازه نفس انگلیسی که هنوز آسیبی ندیده بودند وارد صحنه شده، کابل و قندهار را اشغال کردند. یعقوب خان بعد از مدت کوتاهی به هند تبعید شد.

انگلیس‌ها پی بردند که اشغال افغانستان کار چندان مشکلی نیست ولی نگهداری آن خیلی مشکل است، بنابر این به فکر آن افتادند تا در میان قبایل کسی را بیابند که هم مورد قبول مردم باشد و هم نزد انگلیس‌ها مقبولیت داشته باشد، این آخرین امید انگلیس در وجود عبدالرحمان خان پسر عمو(کاکا)ی امیر تبعید شده و نوه‌ای دوست محمدخان تحقق یافت. انگلیس‌ها از موفقیت نه چندان بزرگ خویش در جنگ دوم چشم پوشیده، از افغانستان خارج شدند، عبدالرحمان که مردم ترکستان افغان را به دور خود جمع کرده بود، در قبال گرفتن شناسایی از طرف انگلیس‌ها تنظیم روابط خارجی خویش را به ایشان واگذاشت.

در خلال حکومت او روسها و انگلیسها به توافقی قطعی در مورد مرزهای طولانی افغانستان با روسیه، از مرزهای ایران تا پامیر، دست یافتند. مرزهای جنوب غربی انگلیس نیز بر اساس خط مشهور دیورند (Durand Line) تعیین گشت، انگلیسها عبدالرحمان را مجبور ساختند تا معاهده ننگین دیورند را امضا کند که در اثر آن نیمی از سرزمین پشتونها به قوای بریتانیا تعلق گرفت. سیاست شوم و استعماری آن زمان انگلیس باعث گشت که از آن زمان تا کنون افغانستان و پاکستان موفق نشده‌اند تا مسئله مرزی خویش را حل نمایند، از آن زمان تا کنون پیوسته یک سلسله کشاکش‌های مرزی، برخوردهای نظامی و تحریکات متقابل در سراسر این مرزها را به دنبال داشته است. امیر عبدالرحمان را در تاریخ بنام یک امیر آهنین یاد کرده اند، چرا که او توانست قبایل متمرد و نافرمان غلزایی و هزاره را تحت فرمان درآورد و یک‌پارچگی افغانستان را تأمین و تضمین کند. اگرچه در این مدت سایه و سنگینی اقتدار وی در همهٔ گوشه و کنار این سرزمین احساس می‌شد، اما ادغام مردمی نافرمان و قبایلی یاغی در یکدیگر و درآوردن آنان بصورت ملتی یکپارچه و متحد، جز از این طریق ممکن نمی‌بود.
جنگ اول جهانی و بی طرفی افغانستان

امیرعبدالرحمان خان به‌سال ۱۳۱۹ هجری قمری (۱۹۰۱ میلادی) چشم از جهان پوشید، حبیب الله خان پسر بزرگش بر طبق وصیت پدر برجای وی نشست. حبیب الله خان سیاست انزواگرایی پدر را دنبال کرد، وی همواره با هرگونه تلاش قدرتهای خارجی برای کسب امتیازاتی در افغانستان مخالف بود. حبیب الله خان طب غربی را در کشور رایج ساخت و خرید و فروش برده را نیز لغو نمود، و یک باب مدرسه‌ای عالی را بنابر الگوهای غربی بنام حبیبیه تأسیس نمود.

در صحنه‌ای بین المللی، روسیه و انگلیس طی قرارداد ۱۳۲۵هجری قمری (۱۹۰۷ میلادی) سن پترزبورگ خود یکبار دیگر بر موافقتشان با اینکه افغانستان همچنان بایستی به مثابه‌ای سپری در میانه‌ای این دو قدرت باقی بماند، تاکید کردند. در فاصله کمی بعد از انعقاد این قرارداد جنگ جهانی اول شعله ور شد. افغانستان از هردو سو بشدت تحت فشار قرار گرفت. آلمانها در پی آن بودند که حمایت و یاری افغانستان را نسبت به خودشان در مقابل انگلیس‌ها جلب کنند، سلطان حمید عثمانی (که خود را خلیفه مسلمین میخواند) علیه کفار و مشرکان حکم جهاد داده بود، و آشوب طلبان هندی می‌کوشیدند هر طور شده پای افغانستان را به جنگ بکشند. علی رغم همه اینها امیرحبیب الله کاملاً به قول و قراری که برای حفظ بیطرفی با انگلیس گذاشته بود وفا کرد، و با این کار با مخالفتهای شدیدی در بین مردم خود مواجه شد. وی در مقابل حفظ بی طرفی افغانستان تقاضا کرده بود که با پایان گرفتن جنگ به این کشور استقلال کامل داده شود. اما پیش از انکه با هر نوع مخالفت صریحی از انگلیس برای تضمین این خواسته بگیرد، در سال ۱۲۹۸ ه.ش (۱۹۱۹ میلادی) به شکل مرموزی به قتل رسید.
جنگ استقلال

پس از مرگ امیرحبیب الله خان پسر سومش، امان الله خان تخت و تاج پدر را تصاحب کرد. و به عنوان شاه افغانستان پذیرفته شد. در این روزها احساسات ضد انگلیسی در بین مردم به اوج شدت خویش رسیده بود، زیرا عموماً معتقد بودند که انگلیس می‌بایست در قبال بیطرفی افغانستان در جنگ اول جهانی، استقلال کامل این کشور را بدان باز می‌گرداند. شاه کمان‌الله از احساسات ضد انگلیسی مردم استفاده نموده، در سال ۱۲۹۸ ه.ش (۱۹۱۹ میلادی) سومین جنگ علیه انگلیس را آغاز کرد. سفربری نیروهای این کشور به طرف هند آغاز شد، نیروهای هوایی انگلیس برای مدت ده روز پشت هم شهر جلال آباد و نواحی خیبر را بمباران کردند، بعد از ده روز جنگ افغانستان تقاضای آتش بس و پیشنهاد صلح نمود. انگیلسها هم که از جنگ اول جهانی خسته و فرسوده شده بودند، با اندکی تعلل این تقاضا را پذیرفتند. از سوی دیگر انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ در روسیه نیز تأثیرات خود را داشت، و دیگر برای انگلیس تهدیدی محسوب نمی‌شد، سیاست بلشویکها عدم مداخله در امور دیگران بود. افغانستان در نخستین روزهای جنگ سوم افغان و انگلیس اعلان استقلال نمود. انگلیس به سال ۱۳۰۰ ه.ش (۱۹۲۱ میلادی) طی قراردادی در راولپندی استقلال افغانستان را به رسمیت شناخت.

شاه امان الله سیاست گوشه گیرانه پدر بزرگ و پدرش را کنار گذاشته دست به یک سلسله اصلاحات اساسی زد که در تاریخ افغانستان بی‌نظیر بودند. این اصلاحات شاه مورد قبول قشر مذهبی واقع نشد، ملاها و روحانیون محافظه کار دست به تحریکات علیه شاه اصلاح طلب زدند. در سال ۱۳۰۷ ه.ش (۱۹۲۷ میلادی). امان الله خان نخستین رهبر افغان بود که عنوان خود را از امیر به شاه تغییر داد، و همراه با همسرش ملکه ثریا از اروپا، ترکیه، مصر و ایران دیدن کرد. وی که از دیدن تحولات در جهان و به ویژه کشورهای مسلمان همسایه (ایران و ترکیه) شگفت زده شده بود، دست به اقدامان و اصلاحات وسیع زد. رفع حجاب زنان، دادن آزادی هایی برای زنان، دموکراتیزه کردن جامعه، رایج ساختن لباسهای اروپایی در دفاتر و ادارات دولتی از نحستین اقدامات شاه جوان افغان بودند که با مخالفت رهبران مذهبی و ملاها روبرو گشت، شخصی به نام ملای لنگ در مناطق جنوبی افغانستان دست به تحریکات علنی علیه امان الله خان زده و علیه وی فتوای جهاد داد.از سوی دیگر نادرخان و برادران نیز دست به‌کار شده توطئه و دسیسه‌سازی علیه امان‌الله خان را آغاز نمودند. در این روزها یکبار دیگر کشور دست‌خوش آشوبها و توطئه‌ها و دسایس گشت، این آشوبها بار دیگر استقلال افغانستان را تهدید می‌نمودند. درین میان جوانی بنام حبیب الله کلکانی به کمک انگلیسها با تنی چند از یاران وفادار و جانباز خود از شمالی به سوی کابل به قصد تصرف تخت و تاج براه افتاد. شاه امان الله جنگ را لازم ندانسته تخت و تاج را رها کرده به هند رفت و بقیه سی سال عمر خود را در اروپا گذراند.

محمد نادرخان در زمرة محافظان امیر حبیب الله خان خدمت می‌کرد، و دست آخر به فرماندهی کل ارتش وی منصوب گشت. بعد ازآنکه حبیب الله خان به قتل رسید، خیانتهای محمدنادرخان نیز برملا گشتند، پادشاه جوان افغان امان الله خان او را از فرماندهی کل قوا معزول نمود. نادرخان به بهانه‌ای علاج بیماری عازم اروپا گردید و در آنجا در تبانی با انگلیس دست به دسیسه چینی علیه دولت تازه بنیاد شاه امان الله زد، از جمله شاه را متهم به کفر نمود و عکسهای جعلی بی حجاب را از خانم شاه (ملکه ثریا) تهیه کرده در بین قبایل توزیع نمود همچنان عکس جعلی دیگری را تهیه کردند که گویا شاه در اروپا دست پاپ اعظم را بوسیده است، این همه دسایس محمد نادرخان و برادران باعث شدند تا روحانیون فرصت طلب که همواره از حکومت هند بریتانوی جیره می‌گرفتند علیه شاه مردم را تحریک نمودند. شاه بدون جنگ و خونریزی تخت و تاج را رها کرد. امیرحبیب الله مشهور به کلکانی تخت و تاج را تصاحب نمود. نادرخان و برادران از طریق هند بریتانوی وارد پکتیا گشته قبایل پشتون را تحت نام برگشتاندن تخت وتاج به وارث اصلی آن شاه امان الله، علیه حبیب الله تحریک نمودند. حبیب الله نمیخواست که جنگ کند، او میخواست که بدون جنگ و خونریزی تخت و تاج را تسلیم نادرخان کند، در صورتیکه به وی و طرفدارانش صدمه‌ای نرسد. نادرخان بر قرآن مهر نهاد و سوگند خورد که جان وی و طرفدارانش درامان خواهد بود. حبیب الله نیز به سوگند نادرخان اعتماد نموده دست از سلطنت کشید. نادرخان همراه با قبایل جنوبی وارد کابل شده حبیب الله و طرفدارانش را از دم تیغ کشید و بدین طریق حکومت رعب و شتم را بنا کرد. چندین هزار نفر قبایلی که بیشترشان را مردان آنسوی مرز (هند بریتانوی) تشکیل میداند نادرخان و برادران را در به قدرت رسیدن همکاری نموده بودند، در مقابل خواهان پاداش بودند. نادرخان تمام دارایی بانک را بین ایشان تقسیم کرد، اقوام تشنه‌ای تاراج و غارت، دار و ندار شهر را مانند گرگان بیابانی تاراج نموده با خود به آنسوی مرز انتقال داده و عده‌ای دیگر هم پستهای مهمی دولتی را تصاحب کرده ملکیتهای مردم را نیز بزور تفنگ از آن خویش ساختند. نادرخان و برادران اندکترین مخالفت را نسبت به خود و حکومت خویش توسط ژاندارمرهای خویش در نطفه خنثی ساختند، هزاران انسان را به طرفداری از امان الله و یا به جرم وطندوستی و آزادیخواهی رهسپار زندانهای مخوف و سیاه چالها نموده که بیشترینشان در آن سیاه چالها جان سپردند. آخرالامر نادرخان در سال ۱۳۱۲خ/۱۹۳۳م در اثنای توزیع جوایز در یک مدرسه توسط جوانی بنام عبدالخالق به ضرب گلوله کشته شد. برادران نادر زمیننه‌ای بقدرت رسیدن برادرزادة خویش محمدظاهر را مساعد ساخته و هیچکدامشان ادعای تخت و تاج را نکردند، چه که آنها بخوبی میدانستند، که نفاقهای خانوادگی زمینه‌ای نابودی ایشان را بیشتر مساعد خواهد کرد، چون ایشان در بین مردم دارای اعتبار و حیثیتی چندانی نبودند، ایشان را مردم غاصب تخت و تاج میدانستند. از همان روزهای نخست ایشان بنا حکومت خویش را بر غدر و مکر نهاده بودند.
حکومت محمدظاهر

محمدظاهر پسر ارشد محمدنادر پادشاه مقتول به سال ۱۳۳۲ قمری/۱۹۱۴ میلادی بدنیا آمد، و هنگامیکه بجای پدرش نشست فقط ۱۹ سال داشت. محمدظاهر کمتر از ده سال داشت که به فرانسه اعزام شد، وی الی شانزده سالگی در اروپا بسر برد، معلوم نیست که وی در آنجا در کجا تحصیل کرده است، بعد از شانزده سالگی به افغانستان باز گشت و شامل مدرسه نظامی کابل شد. محمدظاهر وقتیکه بجای پدر نشست کودکی بیش نبود ولی عموهایش قدرت را در دست گرفته مملکت را بزور سرنیزه و رعب و شتم اداره نمودند. مخصوصا هاشم خان کاکایش فرد ظالم و مستبد بود که دوره وی به نام دوره هاشم‌خانی در جنایتکاری و استبداد معروف است. محمدظاهر 40 سال حكومت كرد و درين دورهء حكومت طولاني نه اينكه براي ملت مظلوم افغانستان خدمتي نكرد بلكه مردم را از علم دانش دور نگهداشته و زمينهء دوام حكومت خودرا مساعد نگهداشت. اما تنها کیفیتی که این دوره 40 ساله داشت این بود که افغانستان در صلح و آرامش بسر برد چیزی که قبل از آن و بعد تا امروز در تاریخ افغانستان تجربه نشده است. ظاهر شاه به تاریخ 22 جولای 2007 در کابل چشم از جهان پوشید. بلاخره در سال 1352 ((هجري شمسي))سردارمحمد داود پسر كاكای ظاهرخان انقلاب نموده و با ايجاد اولين رياست جمهوری در افغانستان به حكومت شاهی محمدظاهر خاتمه بخشيد.

سردار محمد داود اولين ريس جمهور افغانستان دوست آزادي ترقي و پيشرفت كشور بود. بلاخره در 7 ثور سال 1357 ((هجري شمسي)) کودتای نوکران شوروی دوره حيات و رياست جمهوري داود خان را پايان بخشيد.

mehdi0093
ممتاز
ممتاز

شهر : اصفهان
محبوبيت : 4
ارسالها : 159
امتياز : 212
تاريخ عضويت : 06/09/2010

خواندن مشخصات فردي http://afgclub.blogveb.com

بازگشت به بالاي صفحه Go down

Re: تاریخ افغانستان

پست by Admin on 2012-04-10, 03:48

نمایه تاریخ افغانستان

لشکرکشی کورش به سرزمين افغانستان امروزی ( 535-529 قبل از میلاد )
لشکرکشی اسکندر مقدونی ( 330-327 قبل از میلاد )
دولت کوشانی ( سده اول ميلادی)
تسلط ساسانيان بار اول ( 365-230 ميلادی )
تسلط هونهای سفيد ( 565- 455 ميلادی )
تسلط ساسانيان بار دوم ( 644-565 ميلادی )
ورود نيروهای عرب و ظهور اسلام ( نيمه اول سده هفتم ميلادی )
کابل شاهيان و رتبيلان ( 670-650 ميلادی )
صفاريان ( 900 ميلادی )
سامانيان ( 999 ميلادی )
غزنويان ( 1150 ميلادی )
لشکرکشی چنگيز ( 1221 ميلادی )
پادشاهی تيمور لنگ ( 1405 ميلادی )
دولت صفوی ايران ( 1722 ميلادی )
دولت مغولی هند ( 1803 ميلادی )
تشکيل پادشاهی افغان
ميرويس خان ( 1709 ميلادی )
ابداليان ( 1763 ميلادی )



روز شمار تاریخ افغانستان


6/3/1752 میلادی، جنگ ميان سپاه افغان و قواي مير میوند در اطراف شهر لاهور رخ داده و نيروهاي افغان به پيروزي دست يــافتند
10/3/1752 میلادی، نيروهاي افغاني شهـــر لاهــور را تصــرف کـــردند
15/12/1756 میلادی،احمدشاه دراني بــراي چهارمين بار با قــواي عظيم اش به سوي شهر لاهور در حــرکت شدند.
22/1/1757 میلادی، نيروهاي احمـــد شاه دراني در اطراف شهـــر دهلي موضع گـــرفتند .
28/1/1757میلادی، احمـــد شاه دراني و نيرو هايش به شهر دهلي داخل شدند و عالمگير دوم امپراتور مغول از آنها استقــبال نمـــود .
1/2/1757 میلادی،احمد شاه دراني فرمان صادر کرده و در آن خواستار تامين امنيت وحفظ جان و مال اهالي دهـلي شـــــد .
1/2/1757 میلادی، نيروهاي احمد شاه مقاومت مـــردم مرهته را درهم شکستاندند.
2/2/1757میلادی، نيروهاي احمــد شاه دراني شهــر فريد آباد مرکز قواي مرهته را به آتش کشيدند .
اکتوبر 1759میلادی، احمـــد شاه دراني و نيروهايش بــراي پنجمين بار قصــد حمله به هنــد را نمودند .
25/10/2004میلادی، احمد شاه دراني و نيروهايش درياي سنــد را عبــور کرده وارد پنجاب شدند .
5/3/1960میلادی، قلــعه نظامي جت ها در عليگره بدست قــواي احمــد شاه دراني سقوط کــرد .
14/1/1761میلادی، قواي مرهته در پاني پت شکست فاحش خورده و شهر بدست نيروهاي احـــمد شاه بابا سقوط نمــــــود .
15/1/1761میلادی، احمــد شاه دراني در حاليکه الماس کـــوه نور را بر سر داشت وارد شهر پاني پت هنــد شد .
12/12/1762 میلادی، احمـــد شاه درانــي بعــد از فتح امـر تسر و عقـــد معاهده با آنهـــا روانه افغانستان شـــد .
اکتــوبـــر 1764 میلادی، احمـــد شاه دراني بـــراي هفتمين بــار افغانستان را به قصـــد لاهـــور و هنــد ترک نمــود .
21/12/1766 میلادی، نيـــروهـــاي افغاني شهـــر فيصل آباد را تصـــرف نمودند .
26/5/1767 میلادی، نيرو هاي افغان به سر پرستي سردار جهــان خان مقاومت سکها و متحــــدين آنــها را در نــقاط مختلف پنجاب درهم شکسته و در اين مناطق حــــاکم شدنـــد .
9/6/1772میلادی، احمـــد شاه بابا شهـــر مشهد ايران را دوباره تصرف و به قنـــدهار بازگشت .
23/10/1775 میلادی، احمـــد شاه دراني در شهر قندهار وفات نمـــوده و پســـرش تيمور شاه به سلطنت رسيــد .
1775میلادی، پايتخت افـغــــانستا ن از شهـــر قندهار به کــابل انتقال يافت .
19/5/1793 میلادی، تيمــورشاه دراني پادشاه افغـــانستان در بالا حصــار کابل وفـــات يافت .
23/5/1793 میلادی، شاه زمــــان بـــه حيث پا دشاه افغانستان انتخاب شــــد .
25/7/1801 میلادی، شاه محمــود شاه زمان را دستگير و او را کور نموده خود بر چوکي سلطنت تکيه زد .
4/6/1803 میلادی، درگيري شــديــدي ميان اهالي سني مذهب و شيعه مذهب شهر کابل بـه وقوع پيوست .
13/7/1803 میلادی، شاه شجاع به کابل رسيد و خود را پادشاه مشروع افغانستان اعلان نمود .
17/6/1809 میلادی، معاهده سه فقره اي دوستي بين شاه شجاع و مونت استورات الفنستن نماينده وقت بريتانيا در پيشاور به امضا رسيـــد .
3/2/1810 میلادی، شاه شجاع از افغانستان فـــرار کرده و خويش را تسليم رنجيت سنگ حکمران وقت پنجاب نمود .
اکتوبر 1826 میلادی، امير دوست محمـــد خــان شهـــر کابل را تصرف نمـــود .
4/9/1828 میلادی، شاه محمـــود پادشاه افغانستان وفات نمــــود .
سال 1835 میلادی، امير دوست محمـــد خــان اعلان پادشاهي و خود را اميرالمؤمنين خـــواند.
20/9/1838 میلادی، الـــکساندر برنس به حيث نماينده گورنر جنـــرال بريتانيائي مستقر در هنـــد به کابل آمـــد .
26/6/1838 میلادی، مــعاهده هفده مــاده اي مابين نماينده حکومت بريتانيا وشاه شجاع و رنجت سهنگ در لاهور به امضا رسيد .
24/7/1883 میلادی، نيرو هاي ايراني شهـــر هـــرات را محـــاصره نمودند .
8/9/1883 میلادی، محـــاصره شهـــر هـــرات به پايان رسيد و شهر تسليم نشد .
1/10/1838 میلادی، جنرال لارد اکلند بريتانيه وي در سمله فــرمان جنگ در برابر افغانستان را صادر نمود .
جولاي 1839 میلادی، امــير دوست محمــد خان با قــوايش بطــرف بـاميــان عقب نشيني کـــرد .
28/4/1939 میلادی، شاه شجاع براي بار دوم خود را پادشاه اعلان نموده و در قنــدهار به تخت سلطنت نشست .
6/8/1839 میلادی، شاه شجاع با قواي انگليس وارد شهـــر کابل شـــد .
15/10/1840 میلادی، عساکر انگليسي قريجات سمت شمال کابل را طعمــه آتش کـــردند .
5/11/1840 میلادی، امير دوست محمـــد تسليم انگليسها شـــد .
30/10/1841 میلادی، مجاهدين افغان با يک حمله غافلگيرانه به قشون انگليس در بالا حصار کابل شبیخون زدند .
23/12/1841 میلادی، جلسه اي بين رهبران افغان و انگليس در کابل داير شد و طي آن ويليام مکناتن سفير وقت بريتانيا در کابل توسط وزير محمــد اکبر خان به هلاکت رسيد.
1/1/1842 میلادی، معاهده هجده ماده اي ميان رهبران افغان و انگليس به امضا رسيد .
6/1/1842 میلادی، قــواي متجاوزگر انگليس آماده ترک کابل شدند .
13/1/1842 میلادی، قواي انگليس به هنگام خروج از کابل مورد هجوم مجاهدين افغان قرار گرفته و به جز از يک تن آنها بنام داکتر برايدن متباقي همه کشته شدند.
5/4/1842 میلادی،شاه شجاع توسط يکي از رهبران مجاهدين افغان در منطقه سياه سنگ کابل به قتل رسيد .
30/3/1855 میلادی، قـــرارداد دوستي ميان افغانستان و انگليس در سه مـــاده در شهر پشاور به امضا رسيـــد .
27/5/1863 میلادی، شهــر هــرات بعـــد از ماه ها محاصره بدست قواي دوست محمد خان سقوط کــرد و مقبره هـــري توسط قواي اين شخص ويران گـــرديد .
9/6/1863 میلادی، اميـــر دوست محمـــد در هـــرات وفات يافت .
12/6/1863 میلادی، امير شيرعلــي خان زمـــام قـــدرت را بدست گـــرفت .
1866 میلادی، محمـــد افضل خان پادشاه افغانستان شـــد .
7/10/1867 میلادی، امير محمـــد افضل خان در کابل وفات يافت .
1868 میلادی، محمـــد اعظم خـــان به پادشاهـــي رسيـــد .
7/9/1868 میلادی، قواي شير علي خان در نواحي شش گاو کابل بر نيرو هاي محمد اعظم خان پيروز شده و شير علي خان بار دوم به حيث پادشاه افغانستان قرار گـــر فت .
21/11/1878 میلادی، نيرو هاي بريتانيه اي از سه استقامت بالاي افغانستان حمله کرده و جنگ دوم افغان و انگليس آغاز شــــد .
8/1/1879 میلادی، قواي انگليس به قومانداني جنرال استورات شهر قندهار را تصرف کــردند .
21/2/1879 میلادی، اميــر شير علي در مزار شريف وفات يافت .
مارچ 1879 میلادی، محمـــد يعغوب خــان از محبس رها و در کابل به پادشاهي ر سيد .
26/5/1879 میلادی، معاهـــده ننگين گندمک بين يعغوب خان و لوئيس کيوناري به امضا رسيد .
30/5/1879 میلادی، معاهده گندمک از طرف وايسراي بريتانوي تصديق شد .
3/9/1879 میلادی، اهالي شهر کابل عليه انگليسها قيام کرده و کيو ناري سفير وقت انگليس را به قتل رساندند .
12/10/1879 میلادی، امير محمد يعغوب استعفايش را به نماينده انگليس پيشنهاد کرد .
17/10/1879 میلادی، انفجار قوي در داخل بالا حصار کابل رخ داد و شمار زيادي از قشون بريتانوي کشته شدند .
1/12/1879 میلادی، امير يعغوب خان از سلطنت خلع و توسط انگليسها به هند فرستاده شد .
2/12/1879 میلادی، فتواي جهاد عليه قواي انگليس صـــادر گـــرديد.
12/11/1893 میلادی، معاهده‌اي ميان امير عبدالرحمن خان و ديورند در کابل به امضا رسيد .
جون 1895 میلادی، قواي امير عبدالرحمن خان به قيادت سپه سالار غلام حيدر خان به مناطق کافرستان حمله کردند .
16/1/1896 میلادی، امير عبدالرحمن خان بخاطر فتح کــافرستان و باميان روزي جشن شادي بــر پا کـــرد .
1/10/1901 میلادی، اميـــر عبد الرحمن خان در باغ بالا کـــابل وفـــات يافت .
3/10/1901 میلادی، حبيب الله پســر ارشــد عبــدالرحمن خان پادشاه افغانستان شـــد .
21/3/1905 میلادی، قراردادي ميان افغانستان و دولت بريتانيا کــه بنام معاهــده خــال شهرت يافت در کابل امضا شـــد .
11/1/1906 میلادی، اولـــين شماره جــريده سراج الاخبار منتشــر شــد .
7/8/1914 میلادی، دولت بريتانيا نامه اي به پادشاه افغانستان فرستاد و از او خواست تا در جنگ متحــدين يعني جنگ اول جهاني سياست بيطرفي اش را حفظ نمايـــد .
21/10/1914 میلادی، اعلاميه بيطــرفي افغانستان در جنگ دوم جهاني صادر گـــرديد.
22/8/1915 میلادی، هيات آلمان ــ ترکي بخاطر کشاندن افغانستان به جنگ جهاني وارد هـــرات شدند .
7/9/1915 میلادی، هيات نظامــي آلمان هــرات را به قصد کابل ترک کردند .
24/1/1916 میلادی، امير حبيب الله پادشاه افغانستان پيمان بيطرفي کشور را در جنگ دوم جهاني امضا کــرد .
8/7/1918 میلادی، حکومت بريتانيه به امير حبيب الله اطلاع داد که مبلغ ده مليون کالدار به رسم پاداش که شاه اعلام بيطرفي در جنگ کرده بود پرداخت ميشود .
2/2/1919 میلادی، امير حبيب الله طي نامه اي از نائب السلطنه هند بريتانيوي خواست تا آزادي افغانستان را مورد بحث قرار دهد .
21/2/1919 میلادی، امير حبيب الله پادشاه افغانستان در کله گــوش ولايت لغمان توسط شخص ناشناس به قتل رسيد .
21/2/1919 میلادی، سردار نصرالله برادر امير حبيب الله در جلال آباد خود را پادشاه افغانستان اعلان نمود.
23/2/1919 میلادی، امـــان الله پسر حبيب الله در کابل اعلان پادشاهـــي کـــرد.
24/2/1919 میلادی، امير امان الله خان در جمعي از اهالي شهــر کابل ظاهـــر شده و استقلال افغانستان را اعلان کـــــرد .
28/2/1919 میلادی، نصرالله خــان در نامــه اي از ادعای پادشاهي صــرف نظــر کــرد و با امان الله خان بيعت نمــــود.
7/4/1919 میلادی، امـــان الله خان نامه اي به لينين فـــرستاد و اولين تماسش را با دولت شوروي بر قـــرار ساخت .
4/5/1919 میلادی، سومين جنگ افغان و انگليس کـــه به جنگ استقلال مشهور است آغــاز گـــرديد.
28/5/1919 میلادی، قــواي اتگليس و افغان به آتش بس توافق کـــردند.
3/7/1919 میلادی، متارکه ميان افغان و انگليس اعلام گـــرديد .
8/8/1919 میلادی، معاهده صلح ميان افغانستان و حکومت بريتانيه در شهر راولپندي امضا گرديد .
17/4/1920 میلادی، کنفرانسي ميان هيات افغاني و بريتانوي در ميسوري آغاز شــد .
18/9/1920 میلادی، امان الله خان اولين پيام تلگرامي اش را توسط ماشيني که از طــرف شوروي برايش هديه داده شده بود به لنين فرستاد .
20/10/1920 میلادی، هيات افغاني وارد بخارا شد و حکومت شوروي را در آن ديــار به رسميت شناخت .
28/2/1921 میلادی، معاهـــده دوستي بين افغان و شوروي در مسکــو به امضا رسيــد .
10/4/1923 میلادی، اولين قانون اساسي افغانستان که بنام نظامنامه اساسي دولت افغانستان ياد ميشد از طرف لويه جــرگه در جلال آباد به تصويب ر سيد .
مي 1924 میلادی، قيامي در شهر خوست به رهبري ملا عبدالله مشهور به ملا لنگ عليه حکومت امان الله خان آغاز شد .
30/1/1925 میلادی، رهبران قيام خوست به شمول ملا لنگ از طرف افراد وفادار به امان الله خان دستگير شــــدنـــد.
5/5/1927 میلادی، اولين شماره جـــريده انيس در کابل انتشار يافـت .
29/8/1928 میلادی، لويه جـــرگه توسط امان الله خان در پغمان افتتاح شــــد .
14/1/1929 میلادی، افـــراد حبيب الله کلکانـــي به کابل حمله کـــردند .
14/1/1929 میلادی، امان الله خان از مقام سلطنت استعفا و به جاي او معين السلطنه عنايت الله خان اداره امور را بدست گــرفت .
17/1/1929 میلادی، عنايت الله خان بعـــد از سه روز پادشــاهــي استعفا داد .
18/1/1929 میلادی، ارگ شاهـــي توسط افراد حبيب الله کلکاني تصرف شــد .
19/1/1929 میلادی، حبيب الله کلکاني به حيث پادشاه افغانستان به تخت سلطنت نشست .
20/2/1929 میلادی، امير حبيب الله کلکاني اولين بيانيه اش را به حيث پادشاه افغانستان در داخل ارگ ايراد نمود.
8/3/1929 میلادی، محمد نادرشاه ،هند بريتانوي را به قصد افغانستان ترک نمود و به پکتيا داخل شد .
26/3/1929 میلادی، امان الله خان با قواي پانزده هزار نفري قندهار را به قصد کابل ترک کرد .
15/4/1929 میلادی، جنگ سختي ميان قواي امان الله خان و طرفداران حبيب الله کلکاني در نزديک غزني در گرفت.
23/5/1929 میلادی، امـــان الله خان پادشاه مخلوع افغانستان از کشور بيرون شد .
7/8/1929 میلادی، اولين جريده اصلاح منتشر شد .
13/10/1929 میلادی، قواي محمد نادر در کوههاي اطراف کابل سنگر گرفته ارگ را گلوله باران کــردند .
1/2/1757 میلادی، نيروهاي احمد شاه مقاومت مـــردم مرهته را درهم شکستاندند.
15/19/1929 میلادی، امير حبيب الله کلکاني کابل را به قصد شمالي ترک نمود .
16/10/1929 میلادی، محمد نادر خان طي مراسمي به حيث پادشاه افغانستان تعين شد.
17/10/1929 میلادی، محمد نادرشاه امــر حمله به شمالي را صادر نمود .
اکتوبر 1929 میلادی، درخواست نادرشاه از حبيب الله کلکاني جهت تسليم نمودنش به حکومت که شامل بخشش حبيب الله کلکاني مي شد البته تسليم شدن کلکاني با پا در مياني حضرت کابل و امضا نادر خان بالاي قران کريم صورت گرفت .اما به وعده وفا نشد .
2/11/1929میلادی، حبيب الله کلکاني که خود را تسليم نموده بود با عده اي از يارانش در داخل ارگ شاهي اعدام شد .
15/11/1929 میلادی، کابينه جديد افغانستان به صدارت سرادار محمد هاشم تشکيل گرديد .
25/6/1931 میلادی، معاهده اي بنام بيطرفي و عدم تجاوز متقابله ميان افغانستان و شوروي در نه ماده در کابل به امضا رسيد.
31/10/1931 میلادی، قانون اساسي افغانستان که بنام اصول اساسي دولت افغانستان ياد ميشد در يکصد و ده ماده به تصويب رسيد.
24/8/1932 میلادی، تقسيمات جديد اداري افغانستان اعلان گرديد و کشور به پنج واحد بزرگ و چهار واحد کوچک تقسيم گرديد .
8/11/1933 میلادی، محمد نادرشاه پادشاه افغانستان توسط متعلمي بنام عبــدالخالق به قتل رسيد.
8/11/1933 میلادی،محمد ظاهر به حيث پادشاه افغانستان تعين گرديد .
8/11/1933 میلادی، سردار محمد هاشم به تشکيل کابينه موظف گرديد .
15/12/1933 میلادی، محکمه اي در کابل داير شد و عبدالخالق را با عده اي از دوستان و اقاربش به اعدام محکوم نمود .
25/9/1934 میلادی، افغانستان به عضويت سازمان نو تشکيل جامعه ملل در آمد .
29/3/1936 میلادی، نخستين معاهده مودت بين افغانستان و ايالات متحده آمريکا در لندن به امضا رسيد .
7/7/1937 میلادی، پيماني ميان نمايندگان چهار کشور افغانستان ، ايران ، ترکيه و عراق به منظور استقرار صلح و امنيت در شرق نزديک ، عدم تعرض ، تشديد روابط و همکاري هاي متقابل در ده ماده در قصر اسدآباد به امضا رسيد.
6/9/1939 میلادی، حکومت افغانستان توسط فرمان شاهي بيطرفي اش د ر جنگ دوم جهاني اعلام نمود .
19/10/1941 میلادی، بنابر درخواست متحدين در جنگ دوم جهاني حکومت افغانستان به اخراج آلمانها و ايتالوي هاي مقيم کشور موافقت کـــرد .
9/11/1946 میلادی، افغانستان به عضويت سازمان ملل متحــد در آمد.
30/9/1947 میلادی، نمايندگان افغانستان در سازمان ملل متحد در برابر پذيرش پاکستان در آن سازمان راي مخالف دادنـــــــد.
20/4/1950 میلادی، تظاهرات عظيمي بخاطر مداخله غير قانوني وزارت داخله در امور انتخابات در شهر کابل به راه افتــــاد .
25/2/1953 میلادی، اتحاد شوروي به موجوديت کارشناسان ملل متحد در شمال کشور رسماً به افغانستان اعتراض نمود .
20/9/1953 میلادی، کابينه سردار محمد داود اعلان گـــرديد .
30/3/1955 میلادی، تظاهرات گسترده اي در مقابل سفارت پاکستان براه افتاد .
1/5/1955 میلادی، پاکستان از حکومت افغانستان خواست تا تمام قونسلگيري هايش را در آن کشور مسدود کند .
4/5/1955 میلادی، به دنبال خرابي اوضاع ميان افغانستان و پاکستان حکومت به قواي نظامي اش امر سفر بري داد.
14/7/1955 میلادی، افغانستان به عضويت بانک جهاني و صندوق جهاني پول در آمـــد .
3/3/1963 میلادی، محمد داود خان صدر اعظم افغانستان استعفا نامه اش را به شاه پيش کـــرد .
7/3/1963 میلادی، فرمان شاهي صادر شده و محمد داود خان از پست صدارت بر طرف شد .
7/3/1963 میلادی، داکتر محمد يوسف به حيث صدراعظم جديد موظف به تشکيل کابينه شد .
20/7/1963 میلادی، قونسلگيري هاي افغانستان در شهر هاي کويته و پيشاور دوباره باز شد .
12/10/1963 میلادی، ليوند برژنف صدر هيات رئيسه شوراي عالي اتحاد شوروي به کابل سفر کرده و سنگ تهداب انستيتيوت پوليتخنيک کابل را گذاشت .
1/7/1964 میلادی، جنرال محمد ايوب رئيس جمهور پاکستان از کابل ديدار به عمل آورد .
9/9/1964 میلادی، لويه جـــرگه به منظور تصويب قانون اساسي جديد در کابل داير گرديد .
20/9/1964 میلادی، اعضاي لويه جرگه قانون اساسي جديد را تصويب کــــردند .
9/9/1965 میلادی، قــانون مطبوعات به مـــرحله اجرا قـــرار گــرفت .
24/9/1965 میلادی، کار انتخابات اعضاي ولسي جرگه کـــه تعداد آنها به 216 تن ميرسيد به اتمام رسيد .
24/10/1965 میلادی، داکتر محمد يوسف به شورا رفت تا براي حکومت اش راي اعتماد بگيرد ولي تالار از طرف محصلين و متعلمين اشغال گـــرديده بود .
25/10/1965 میلادی، پوليس بر تظاهرات محصلين و متعلمين در خارج تالار شورا آتش گشود و در اثر آن يک تن کشته و چند تن زخمي شدند .
29/10/1965 میلادی، داکتر محمد يوسف از پست صدرات استفعا و به جای او هاشم ميوند وال به حيث صدراعظم تعيین شد .
4/12/1965 میلادی، افغانستان به عضويت بانک آسيائي در آمـــد .
31/5/1967 میلادی، مسوده قانون احزاب از طرف مجلس سنا تصويب شـــد .
11/10/1967 میلادی، محمد هاشم ميوند وال از پست صدارت استفعا و به عوض او عبدالله يفتلي مامور گشت تا زمان تعيین صدر اعظم جديد ، امور حکومت را اداره کند .
1/11/1067 میلادی، نور احمد اعتمادي به حيث صدر اعظم افغانستان تعیين شد .
16/5/1971 میلادی، نور محمد اعتمادي از عهده صدارت استفعا داد .
8/6/1971 میلادی، داکتر عبدالظاهر به حيث صدر اعظم افغانستان تعيین گرديد .
25/9/1972 میلادی، داکتر عبدالظاهــــر از عهده صـــدارت استعفا کـــرد .
7/12/1972 میلادی، محمد موسي شفيق وزير خارجه افغانستان به حيث صدر اعظم تعيین شد .
13/3/1973 میلادی،قرار دادي ميان افغانستان و ايران که بنام معاهده آب هلمند ياد ميشود در کابل به امضا رسيد .
17/7/1973 میلادی، سردار محمد داود خان به کمک افسران و سربازان اردو دست به کودتا زد نظام شاهي را سرنگون و جمهوريت را تاسيس کرد .
22/8/1973 میلادی، محمد داود خان رئيس جمهور افغانستان طي بيانيه اي خط مشي نظام جمهوري را بيان کـــرد.
21/9/1973 میلادی، محمد هاشم ميوند وال صدر اعظم پيشين افغانستان به اتهام کودتا عليه نظام دستگير شد.
1/10/1973 میلادی، راديو کابل اعلان کــرد که محمد هاشم ميوند وال در سلول زندان خودکشي کــرده است .
4/5/1974 میلادی، استاد غلام محمد نيازي رهبر نهضت اسلامي و عده اي از طرفدارانش توسط پوليس و قواي امنيتي دستگير شد .
4/6/1974 میلادی، محمد داود خان رئيس جمهور افغانستان بيرق جديد را بر فراز قصر رياست جمهوري برافراشت .
21/5/1975 میلادی، اعضاي نهضت اسلامي افغانستان بالاي ولسوالي سر خرود ولايت ننگرهار حمله نموده دواير دولتي را اشغال و بعد از زد و خورد اندکي فرار کـــردند .
12/3/1976 میلادی، پوهنتون پنجاب هنــــد سند د کتوراي افتخاري را به محمد داود خان رئيس جمهور افغانستان اهـــدا کــرد .
3/7/1967 میلادی، ایندرا گاندي صدر اعظم هند، از کابل ديدن کـــرد .
28/12/1967 میلادی، محمد داود خان رئيس جمهور افغانستان طي فرماني از مردم خواست تا نمايندگان شانرا براي لويه جرگه انتخاب نمايند .
30/1/1977 میلادی، لــويه جـــرگه بخاطر بحث روي قانون اساسي و انتخاب رئيس جمهور قانوني افغانستان داير گرديد و محمد داود خان آنرا افتتاح کـــرد .
14/2/1977 میلادی، قانون اساسي جمهوري افغانستان در 13 فصل و 136 ماده از طرف اعضاي لويه جرگه به تصويب رسيـــــد .
15/2/1977 میلادی، محمد داود خان از طرف اعضاي لويه جرگه به حيث رئيس جمهور انتخاب شـــد .
24/2/1977 میلادی، قانون اساسي جديد افغانستان توسط رئيس جمهور توشيح شـــد .
10/10/1977 میلادی، جنرال ضيا الحق رئيس حکومت نظامي پاکستان جهت گفتگو با رئيس جمهور افغانستان وارد کابل شد و با محمد داود خان ملاقات کـــــرد .
16/11/1977 میلادی، علي احمد خـــرم وزير پلان افغانستان در دفتر کارش به قتل رسيد .
2/4/1978 میلادی، محمد داود خان جهت مذاکره با رهبران عربستان سعودي و کو يت و مصر به آن کشور ها سفر کـــرد .
17/4/1978 میلادی، مير اکبر خيبر يکي از رهبران جناح پرچم حزب ديموکراتيک خلق افغانستان در کابل به قتل رسيد.
19/4/1978 میلادی، هنگام انتقال جسد مير اکبر خيبر براي دفن، هواداران حزب ديموکراتيک خلق افغانستان تظاهرات گسترده اي در شهر کابل براه انداختند .
26/4/1978 میلادی، راديو کابل اعلان کــرد که چند نفر به جرم توهين به دولت گرفتار شده اند .درميان گرفتار شدگان نورمحمد تــره کي و ببرک کارمل رهبران حزب دمکراتيک خلق افغانستان نيز شامل بودند.
27/4/1978 میلادی، افسران و سربازان وفادار به حـــزب ديموکراتيک خلق افغانستان عليه محمد داود خان دست به کودتای نظامي زدند .
28/4/1978 میلادی، محمد داود خان با برادر و اعضاي خانواده شان در قصر رياست جمهوري از طرف کودتاچيان کشته شدند .
30/4/1978 میلادی، اولين فرمان شوراي انقلابي صا در گرد يد .نا م رسمي جمهوري افغانستان به جمهوري د يموکراتيک خلق افغانستان تبد يل شد و نور محمد تره کي به حيث رئيس شوراي انقلابي اعلا م گرد يد .
30/4/1978 میلادی، اتحا د شوروي منحيث اولين کشور جمهوري د يمو کراتيک خلق افغا نستان را به رسميت شناخـت .
1/5/1978 میلادی، فرمان شماره د و شوراي انقلابي صادر و طي آن کابينه جد يد جمهوري خلق افغانستان اعلا ن گـــرديد .
14/5/1978 میلادی، شوراي ا نقلا بي د ر سومين فرمان خويش قانون اساسي سال 1977 را ملغي اعلا م کـــرد .
22/5/1978 میلادی، ا هـــا لي د ره ويگل نورستان با قيام علني مخالفت شانرا با حکومت جد يد اظهار کـــرد ند .
12/6/1978 میلادی، چهارمين فرمان شوراي انقلابي مبني بر تغيیر بيرق و نشان دولتي افغا نستان صاد ر گـــر د يد .
14/6/1978 میلادی، شوراي ا نقلابي د ر پنجمين فرمان؛ تا بيعت يک عده از خانواده سلطنتي که به خانوا ده آل يحيي مشهورند سلب نمود .
17/7/1978 میلادی، بيروان سياسي کميته مرکزي حزب د يمو کراتيک خلق افغانستان تشکيل جلسه د ادند و عده اي از رهبران جناح پرچم را به عنوان سفراي کشور هاي مختلف تعين نمودند .
12/7/1978 میلادی، فرمان شماره شش حکومت مبني بر الغاي سود و سلم و طلب دهقانان بر مالکان زمين صاد ر گــــرديد .
17/8/1978 میلادی، عبدالقادر وزير دفاع ، جنرال شاهپور احمد زي لوي درستيز ، و مير علي اکبر رئيس شفاخانه جمهوريت به راه اندازي کودتا متهم و به زندان انداخته شدند .
23/8/1978 میلادی، عده اي از رهبران جنا ح پرچم به اتهام دست داشتن در کودتا عليه حکومت نور محمد تره کي دستگير شدند .
9/9/1978 میلادی، جنرال ضيا الحق رئيس جمهور پاکستان به افغانستان آمده و با نور محمد تره کي ملاقات کـــرد.
17/10/1978 میلادی، فرمان شماره هفت حکومت راجع به مهـــر زنان اعلان گـــرديد .که مبلغ سه صد افغاني مي شد.
19/10/1978 میلادی، نور محمد تره کي بيرق جديد افغانستان را بر فراز قصر رياست جمهوري بر افراشت .
27/11/1978 میلادی، به اساس اعلان راديو کابل شش تن از رهبران جناح پرچم به شمول ببرک کارمل که به حيث سفراي افغانستان در کشور هاي مختلف ايفاي وظيفه ميکردند قصد توطئه عليه دولت را داشته از وظايف شان سبک دوش گرديدند .
28/11/1978 میلادی، فرمان شماره هشت حکومت درباره اي اصلاحات ارضي صادر شد .
5/12/1978 میلادی، قرار داد همه جانبه همکاري بين نور محمد تره کي و ليوند بر ژنف در مسکو به امضا رسيد .
14/2/1979 میلادی، ادلف دابز سفير ايالات متحده آمريکا در شهر کابل به قتل رسيد .
13/2/1979 میلادی، عده اي از علما ديني افغانستان در شهر پيشاور پاکستان دور هم جمع شده فتواي جهاد عليه حکومت کابل را صادر کردند .
15/3/1979 میلادی، افسران و سربازان حکومتي و مردم سلحشور هرات عليه حکومت نور محمد تره کي قيام نموده دواير و تاسيسات نظامي را تصر ف و دهها افسر طرفدار حکومت و مشاورين روس آنجا را کشتند . در اين قيام خونين بيست و چهار هزار تن از مردمان هرات شهيد شدند روح اين آزاد مردان شاد باد.
17/3/1979 میلادی، نور محمد تره کي در يک تماس تليفوني از الکس کاسگين صدر اعظم وقت شوروي خواست تا با ارسال سرباز و اسلحه قيام کنندگان را در هرات سرکوب کنند.
27/3/1979 میلادی، حفيظ الله امين به حيث صدر اعظم افغانستان تعیين گرديد.
27/3/1979 میلادی، عساکر و صاحب منصبان فرقه ننگرهار عليه حکومت کابل قيام کردند.
29/5/1979 میلادی، پوهاند غلام محمد نيازي رهبر نهضت اسلامي افغانستان با جمعي از هوادارانش در زندان پلچرخي اعدام شدند .
20/5/1979 میلادی، به دنبال اعدام اعضاي نهضت اسلامي افغانستان قيامي در داخل زندان پلچرخي صورت گرفت که دست کم حدود يکصد و چهل تن از زنداني ها به جرم دست داشتن در قيام اعدام شدند.
23/6/1979میلادی، مـــردم شهرکابل در منطقه جاده ميوند و چنداول دست به قيام عمومي زدند .
15/ 8/1979 میلادی، افسران و سربازان قرارگاه بالا حصار کابل عليه حکومت شوريدند .
14/12/1979 میلادی، زد و خوردي در داخل ارگ رياست جمهوري ميان طرفدارن نور محمد تره کي و حفيظ الله امين به وقوع پيوست .
16/9/1979 میلادی، بر کناري نور محمد تره کي از مقام رهبري حزب خلق و حکومت افغانستان اعلا ن شد و به جاي آن حفيظ الله امين بر ار يکه قد رت تکيه زد .
9 /10/1979 میلادی، نورمحمد تره کي بدست طرفدارن حفيظ الله امين توسط بالشت خفه و بعداًً راديو کابل اعلان کرد که نور محمد تره کي در اثر مريضي درگذشت.
16/12/1979 میلادی، اتحاد شوروي چند واحد نظامي خود را در سر حدات افغانستان جابجا ساخت.
22/12/1979 میلادی، تعدادي از سربازان شوروي در ميدان هوائي بگـــرام پياده شدند .
27/12/1979 میلادی، سربازان شوروي به قصر دارالامان ، تپه تاج بيگ و راديو تلويزيون حمله کرده حفيظ الله امين با عده اي از اعضاي خانواده و محافظين اش را کشتند .
30 12/ 1979 میلادی، اولين کنفرانس مطبوعاتي ببرک کارمل پس از تجاوز شوروي به افغانستان در قصر چهلستون کابل دايـــــر گــــرديد.
30/12/1979 میلادی، راديو کابل اعلان کــــرد که حفيظ الله امين محاکمه و اعدام شد .
31/12/1979 میلادی، کابينه حکومت جديد اعلان گرديد .ببرک کارمل به حيث منشي عمومي کميته مرکزي حزب ديموکراتيک افغانستان رئيس شوراي انقلابي و نخست وزير اعلان شد .
5/1/1980 میلادی، شوراي امنيت سازمان ملل متحد روي مسله افغانستان تشکيل جلسه داد .از جمله پانزده عضو شورا سيزده عضو آن ، خروج فوري نيروهاي شوروي از افغانستان را تقاضا کردند .
22/2/1980 میلادی، هزاران تن از اهالي شهر کابل به خيابانها بر آمده و با نعره هاي تکبير مخالفت شان را با حضور نيروهاي شوروي ابراز داشتند .و هليکوپترها و سربازان حکومتي بر آن ها آتش گشودند که صدها کشته و زخمي بجا ماند .
21/4/1980 میلادی، ببرک کارمل بيرق جديد افغانستان را بر فراز قصر رياست جمهوري برافراشت .
2/3/1981 میلادی، يک فروند طياره خطوط هوائي پاکستان که از شهر کراچي پرواز کرده بود توسط افراد مسلح که خود را مربوط گروه الذوالفقار مي ناميدند ربوده شده و به ميدان هوائي کابل فرود آمـــــد .
10/6/1981 میلادی، سلطان علـــي کشتمند به حيث صدر اعظم افغانستان اعلان گـــرديد .
15/6/1981 میلادی، کنگره موسس جبهه ملي پدر وطن در کابل داير گـــرديد.
11/7/1981 میلادی، حکومت کابل لايحه سابق را تعديل و سن سربازي را پائين آورد .
20/9/1981 میلادی، رهبران مهاجرين و سران قومي افغانستان لويه جرگه خارج از کشور را در شهر کويته پاکستان داير کــردند تا راجع به زعامت جهاد و آينده کشور بحث و گفتگو کنند .
27/12/1981 میلادی، رونالد ريگان رئيس جمهور آمريکا پيشنهاد نمود که تا بيست و يک مارچ مطابق اول حمل بنام روز همبستگي با مردم افغانستان تجليل شــود .
21/10/1982 میلادی، احمد شاه مسعود قوماندان نيروهاي مجاهدين براي نخستين بار از جامعه بين المللي تقاضا کرد تا به اهالي دره پنجشير که در اثر جنگ هاي پي د ر پي دو سال گذشته و محاصره اقتصادي به خطر قحطي روبرو اند هرچه زود تر کمک هاي غذائي ارسال کنند .
25/11/1982 میلادی، انفجار بمب مهيبي سينما پامير کابل و ساختمانهاي اطراف آنـــرا شديداً تکان داد.
19/1/1983 میلادی، پروفيسور صبغت الله مجددي رئيس اتحاد مجاهدين افغانستان از يک حادثه سوي قصد در پيشاور جان سالم به در برد .
1/1/ 1984 میلادی، حکومت کابل لايحه جديد جلب عسکری را اعلان کرد .بر اساس اين تصميم حکومت ، جوانان هیجده ساله به خدمت زير بيرق جلب شدند.
21/4/1984 میلادی، نيروهاي شوروي و حکومت کابل هفتمين حمله وسيع شان را به دره پنجشير آغاز کردند.
25/2/1985 میلادی، ميخائيل گورباچوف رهبر شوروي بيست وهفتمين کنگره حزب کمونيست شوروي را افتتاح کرد. در سخنراني اش جنگ در افغانستان را زخم خونين براي اتحاد شوروي خواند .
23/4/1985 میلادی، ببرک کارمل جر گه رهبران قبايل را در کابل افتتاح کــــرد .
21/4/1986 میلادی، حکومت آمريکا دادن اسلحه ضد هوائي استنگر را به مجاهدين منظور کــــرد .
3/5/1986 میلادی، ببرک کارمل عنواني کميته مرکزي حزب ديموکراتيک خلق افغانستان نامه اي نوشت و استعفاي خويش را از سمت منشي عمومي کميته مرکزي حزب تقاضا کـــرد .
4/5/1986 میلادی، پلنيوم هجدهم کميته مرکزي حزب ديموکراتيک افغانستان داير گرديد و داکتر نجيب الله به حيث منشي عمومي کميته مرکزي حزب انتخاب شد .
18/7/1986 میلادی، محکمه اي در کابل داير گرديد و شش تن از قوماندانان ارشد مجاهدين؛ هــر يک احمد شاه مسعود و پناه خان قوماندانان ولايت پروان، اميراسماعيل خان و علاالدين خان قوماندانان ولايت هرات ، مولوي جلال الدين حقاني قوماندان ولايت پکتيا ، سيد منصور حسين يار قوماندان ولايت بغلان را غياباً به اعـــدام محکوم کـــرد .
5/11/1986 میلادی، مجمع عمومي سازمان ملل متحــد با اکثريت يکصد و بيست و دو راي، خروج شوروي از افغانستان را تقاضا نمـــود .
1/1/1987 میلادی، در کابل اعلان گرديد که آتش بس يک جانبه ميان حکومت کابل و مجاهــدين سر از تاريخ پانزده جنوري عملـــي ميگردد .
20/7/1987 میلادی، داکتر نجيب الله رئيس جمهور افغانستان با ميخائيل گورباچوف در مسکو ملاقات نمود.
11/7/1987 میلادی، اجتماع بزرگي از قوماندانان مجاهدين افغانستان به رياست اميراسماعيل خان در يکي از نقاط کوهستاني ولايت غور تشکيل شــد. اين اجتماع بنام جلسه ساغـــر شهرت يافت .
30/11/1987 میلادی، لويه جرگه در شهر کابل تشکيل شد تا روي قانون اساسي جديد افغانستان بحث کند .
14/4/1988 میلادی، توافقات ژينوا بين نمايندگان افغانستان، پاکستان ،اتحاد شوروي و آمريکا به امضا رسيد .
15/5/1988 میلادی، به دنبال امضا موافقات ژنيف اولين دسته از عساکــر شوروي جلال آباد را به قصد شوروي ترک کرد ند .
18/5/1988 میلادی،با عبور کاروان سربازان شوروي از پل دريا آمو سلسله خروج نيروهاي آن کشور از افغانستان آغاز يافت .
27/ 5/1988 میلادی، محمد حسن شرق به حيث صدر اعظم افغانستان تعیين گـــرديد .
27/1/1989 میلادی، اکثر کشور هاي غـــربي و جاپان سفارت خانه هاي شان را درکابل بستند .
15/2/1989 میلادی،با عبور جنرال بوريس گروموف فرمانده لشکر چهلم نيروي شوروي از پل آمو حضور عساکر آن کشور در افغانستان به پايان رسيد .
20/2/1989 میلادی، سلطان علي کشتمند بار دوم به حيث صدر اعظم افغانستان تعيین شد .
7/3/1989 میلادی، حمله بزرگ مجاهـــدين به خاطر تسخير شهـــر جلال آباد آغاز شــد .
10/3/1989 میلادی، اولين جلسه کابينه حکومت موقت مجاهــدين افغانستان در منطقه شيوه مربوط ولايت پکتيا بر گزارش شـــد .
10/3/1989 میلادی، عربستان سعودي من حيث اولين کشور حکومت موقت مجاهدين را به رسميت شناخت .
7/4/1989 میلادی، امريکا شخصي بنام پيترتامسن را به حيث سفير آن کشور نزد مجاهــدين افغانستان معرفي کـــرد .
20/5/1989 میلادی، داکتر نجيب الله لويه جــرگه را که در کابل ترتيب يافته بود افتتاح کـــرد .
5/8/1989 میلادی، گلبدين حکمتيار طي کنفرانس مطبوعاتي حکومت موقت مجاهدين را بي اعتبار خوانده و از عهده وزارت خارجه مجاهدين استفعا کــرد .
6/3/1990 میلادی، جنرال شهنواز تني وزير دفاع افغانستان دست به کو تا نافرجام زد .
7/3/1990 میلادی، شهنواز تني با عده اي از رهبران کود تا نا فرجام توسط طياره نظامي از افغانستان فرار و به پاکستان رفت .
7/5/1990 میلادی، فضل الحق خالقيار به حيث صدر اعظم افغانستان تعيین شــد .
28/5/1990 میلادی، لويه جرگه د رکابل د اير شد تا روي تعد يلا ت قانون اساسي بحث و گفتگو کنند .
11/11/1990 میلادی، پروفيسور مجددي رئيس حکومت موقت مجاهدين عازم جبهات ولايت باستاني هــرات شد .
31/3/1991 میلادی، شهر خوست بدست مجاهــدين سقوط کــرد.
19/5/1991 میلادی، قواي عظيمي از نيروهاي زميني و هوايي حکومت کابل بر مرکز فرماندهي امير اسماعيل خان در ولايت هرات حمله کردند .اين حمله بعد از شش ماه جنگ سخت به شکست نيرو هاي حکومتي منجر شد .
21/5/1991 میلادی، سرمنشي ملل متحــد طرح پنج فقره اي را براي حــل منازعات افغانستان پيشنهاد کــرد .
13/9/1991 میلادی، وزراي خارجه امريکا و شوروي قطعنامه اي را به تصويب رساندند که به اساس آن قطع ارسال اسلحه به طــرفين درگير افغانستان از اول جنوري سال نود و دو عملــي گردد.
5/11/1991 میلادی، يک خبرنگار پرتغالي هنگام مصاحبه با محمد ظاهر شاه سابق افغانستان در منزلش حومه شهر روم ايتاليا با چاقو حمله کرد .شاه سابق با برداشتن جراحات جزئي جان به سلامت برد .
11/11/1991 میلادی، نخستين هيت مجاهــدين به سرپرستي برهان الدين رباني بنا به دعوت حکومت شوروي براي بار اول به مسکو رفت .
15/11/1991 میلادی، اعلاميه مشترکي هيات مجاهدين و مقامات شوروي در شهر مسکو به نشر رسيــــد.
15/1/1992 میلادی، افسران و سر بازان اردوي حکومت افغانستان در شهرک مرزي حيرتان به رهبري جنرال عبدالمومن عليه حکومت داکتر نجيب الله قيام کــردند.
15/3/1992 میلادی، ولايت سمنگان به دست مجاهدين سقو ط کرد .
18/3/1992 میلادی، شهر مزار شريف با همکاري جنرال دوستم و مجاهدين از تصرف حکومت مرکزي افغانستان بيرون شد .
20/3/1992 میلادی، گروه هاي مخالف داکتر نجيب در شهر مزار شريف تجمع و سازمان جنبش ملی- اسلامي افغانستان را به رهبري جنرال دوستم بنیاد نهادند .
14/4/1992 میلادی، مجاهدين تحت فرمان احمد شاه مسعود کنترول ميدان نظامي بگرام را به دست گرفتند .
16/4/1992 میلادی، عبدالوکيل وزير خارجه حکومت کابل به پروان رفت تا با احمد شاه مسعود درباره انتقال قدرت به مجاهدين مذاکره نمايد.
16/4/1992 میلادی، داکتر نجيب الله به دفتر سازمان ملل متحد در کابل پناه برد.
18/4/1992 میلادی، ولايت هــرات به دست مجاهدين به رهبري امير اسماعيل خان فتح شد .
20/4/1992 میلادی، مجاهدين از گروههاي مختلف شهر قندهار تسليم شدند.
23/4/1992 میلادی، شهر هاي جلال آباد گرديز مهترلام و قلعه نو تسليم مجاهدين شد .
24/4/1992 میلادی،رهبران مجاهدين افغانستان بالا ي طرحي موافقت کردند که براساس آن صبغت الله مجددي براي دو ماه به حيث رئيس حکومت انتقالي افغانستان تعيبن شــد .
25/4/1992 میلادی، گروههاي مختلف مجاهدين اداره شهر کابل را بدست گرفتند .و همزمان با آن دور جديدي از جنگ هاي داخلي بر سر قدرت شروع شد .
25/4/1992 میلادی، اولين اعلاميه دولت موقت اسلامي افغانستان مبني بر امنيت شهر کابل صادر شد .همزمان با صادر شد ن اعلاميه، جنگ ميان نيروهاي حزب اسلامي و متحدين جمعیت در اکثر نقاط جنوبي شهر کابل شروع شد و حزب اسلامي مجبور به عقب نشيني به اطراف کابل شد .
28/4/1992 میلادی، صبغت الله مجددي رئيس دولت موقت اسلامي افغانستان با کاروان مجاهدين وارد شهر کابل شد .
28/4/1992 میلادی، مراسم انتقال قدرت به مجاهدين در تالار وزرات خارجه گشايش يافت و فضل الحق خالقيار صدر اعظم دوران حکومت داکتر نجيب الله رسماً حکومت را به آقاي مجددي تسليم کرد .
2/5/1992 میلادی، کابينه جديد حکومت مجاهدين اعلان شد .
22/5/1992 میلادی، صبغت الله مجددي رئيس حکومت موقت افغانستان به ولايت مزار شريف رفته و در آنجا ر تبه ستر جنرالي را به عبد الرشيد دوستم اهدا کــرد .
28/6/1992 میلادی، صبغت الله مجددي زمام امور را به شواري قيادي تسليم کرد و شوراي قيادي استاد رباني را به حيث رئيس حکومت موقت مجاهدين برگزيد .
6/9/1992 میلادی، براي اولين بار سه نفر به اتهام سرقت و قتل در پارک زرنگار کابل در ملاء عام به دار آو يخته شدند.
11/12/1992 میلادی، از روز ماتم ملي بخاطر کشته شدگان جنگ هاي اخير که بين مجاهدين در شهر کابل اتفاق افتاده بود؛ تجليل شـــد .
31/10/1992 میلادی، مدت رياست جمهوري استاد رباني خاتمه يافت ولي انتقال قدرت تا برگزاري شوراي اهل حل و عقد به تاخير افتاد.
29/12/1992 میلادی، شوراي اهل حل و عقد در شهر کابل داير گرديد.
30/12/1992 میلادی، شوراي اهل حل و عقد استاد برهان الدين رباني را به حيث رئيس جمهور حکومت مجاهدين انتخاب نمود.
8/3/1993 میلادی، رهبران مجاهدين افغانستان بعد از امضا موافقتنامه اسلام آباد عازم مکه مکرمه شدند.
21/2/1994 میلادی، سه تبعه افغاني ، شاگردان يک مکتب در پيشاور را به گروگان گرفتند.
22/2/1994 میلادی، ربايندگان هفتاد و چهار شاگرد مکتب، که به اسلام آباد رسيده بودند خواستار ارسال مواد غذائي به شهر جنگ زده کابل شدند .
20/7/1994 میلادی، به ابتکا ر امير اسماعيل خان والي هرات شوراي با اشتراک شخصيت هاي سياسي علمي فرهنگي و نظامي خارج و داخل کشور در شهر هرات داير شد تا راههاي بيرون رفت از بحران افغانستان را بررسي کنند .
1/10/1994 میلادی، کاروان مواد تجارتي پاکستان از طرف قومندانان مجاهدين قندهار تو قیف شد.
10/10/1994 میلادی، گروهي که خود را طالبان مينامند به شهر سر حدي اسپين بولدک حمله کرده و آنرا تصرف نمودند.
5/11/1994 میلادی،گروه نو بنیاد طالبان اکثر مناطق ولايت قندهار را تصرف نمودند.
12/11/1994 میلادی، گروه طالبان کنترول کامل ولايت قندهار را بدست گرفتند و مجاهدين قندهار به طرف هرات فرار نمودند.
10/2/1995 میلادی، ولايت ميدان بعد از در گيري مختصري به دست طالبان سقوط کرد.
11/2/1995 میلادی، طالبان کنترول کامل ولايت لوگر را به دست گرفتند.
19/2/1995 میلادی، طالبــان کنترول شهـــر خوست را به دست گرفتند.
11/3/1995 میلادی، عبدالعلي مزاري رهبر حزب وحدت اسلا مي که به اسارت طالبان در آمده بود در ولايت ميدان به شهادت رسيد .
9/4/1995 میلادی، طيارات روسي بازار تالقان را به شدت بمباران کردند.
17/4/1995 میلادی، طالبان حمله وسيع را بخاطر تصرف ولايت فراه آغاز کردند.
5/9/1995 میلادی، شهر هرات به دست طالبان سقوط کــرد.
26/6/1996 میلادی،گلبدين حکمتيار که به حيث صدر اعظم افغانستان تعيین شده بود به شهر کابل رسيد .
6/7/1996 میلادی، صدر اعظم و وزرا جديد اداء سو گند را به جا آوردند .
11/9/1996 میلادی، شهر جلال آباد به دست طالبان افتاد .
26/9/1996 میلادی، شهر کابل به تصرف طالبان در آمد .
27/9/1996 میلادی، داکتر نجيب الله رئيس جمهور پيشين افغانستان توسط چند مرد مسلح از دفتر سازمان ملل متحد در کابل بيرون کشيده و به محل نا معلوم برده شد .
27/9/1996 میلادی، داکتر نجيب الله و برادرش احمد زي و ياورانش به قتل رسيده و اجسادشان در چهار راهي آريانا به دار آويخته شد .
1/12/1996 میلادی، ببرک کارمل رئيس جمهور افغانستان در شهر مسکو وفات يافت .
18/5/1997 میلادی، جنرال عبدالملک رئيس سياسي جنبش اسلامي افغانستان عليه جنرال دوستم رهبر آن گروه قيام نمود و اداره مزار شريف را به دست گر فت .
24/5/1997 میلادی، شهر مزار شريف به دست طالبان افتاد.
26/5/1997 میلادی، قيام عمومي عليه طالبان در شهر مزار شريف آغاز گرديد.
27/5/1997 میلادی، طالبها بعد از تلفات سنگيني که بر نيرو هاي شان وارد آمد از ولايات شمالي کشور عقب نشيني کردند.
26/10/1997 میلادی، اداره طالبان نام رسمي کشور را به امارات اسلامي افغانستان تبديل کردند.
13/1/1998 میلادی، يک فروند طياره مسافربري مربوط آريانا در نزديکي شهر کو يته پاکستان سقوط کرد.
23/1/1998 میلادی، داکتر محمديوسف صدر اعظم سابق افغانستان در آلمان وفات يافت.
4/2/1998 میلادی، در اثر زلزله شديد در ولايت تخار حداقل پنج هزار تن جان خود را از دست دادند.
19/3/1998 میلادی، يک طياره بوئينگ مربوط شرکت هوائي آريانا در جنوب ولايت کابل سقوط کـــرد .
29/4/1998 میلادی، مذاکرات ميان نمايندگان طالبان و علماي جبهه متحد در اسلام آباد آغاز شد.
8/8/1998 میلادی، طالبان براي بار دوم کنترول شهر مزار شريف را به دست گرفتند.
8/8/1998 میلادی، نه ديپلومات و يک خبر نگار ايراني در قونسلگري آنها در شهر مزار شريف توسط طالبان به قتل رسيـــــــدنـــد.
11/8/1998 میلادی، شهر تالقان ولايت تخار به دست طالبان افتاد .
8/8/1998 میلادی، طالبان دست به قتل عام اهالي و افراد مسلح مزار شريف زدنــد.
20/8/1998 میلادی، دو اردوگاه نظامي در ولايت خوست و ننگرهار هــدف حملات موشکي امريکا قرار گرفت.
1/9/1998 میلادی، دولت اسلامي ايران اعلان کرد که يک مانور بزرگ نظامي را در سرحدات افغانستان اجرا خواهد کــرد.
13/9/1998 میلادی، ولايت باميان به دست طالبان تصرف شد.
فبروري 1999 میلادی، طالبان سر مجسمه باميان را منهدم ساختند.
18/7/1999 میلادی، ملا محمد عمر رهبر طالبان طي اعلاميه اي تحريم امريکا عليه طالبان را محکوم کـــرد .
27/7/1999 میلادی، طالبان حمله وسيع را بخاطر تصرف ولايات شمال کابل براه انداختند.
15/10/1999 میلادی، به دنبال تحريم اقتصادي طالبان پرواز طيارات آريانا به خارج کشور ممنوع اعلان گرديد.
25/10/1999 میلادی، سازمان ملل متحد اعتبار حکومت برهان الدين رباني را به حيث دولت قانوني افغانستان براي يکسال ديگـــر تمديد کــرد .
18/3/2000 میلادی، راديوي طالبان در کابل اعلان کـــرد که مراسم سال نو خلاف شريعت اسلامي است و نبايد تجليل گـــردد.
26/3/2000 میلادی، امير اسماعيل خان والي سابق هرات از زندان طالبان در قندهار فرار کـــرد.
26/2/2001 میلادی، راديو طالبان در کابل فتوائي را به نشر رسانيد که براساس آن بايد تمام مجسمه ها در افغانستان نابود گـــردد.
9/3/2001 میلادی، طالبان مجسمه هـــاي باميان را که يکي از جمله آثار باستاني ناياب در جهان بود تخريب کــردند.
3/4/2001 میلادی، احمد شاه مسعود به دعوت مقامات پارلمان اروپائي به آن قاره سفر کـــرد.
9/9/2001 میلادی، احمد شاه مسعود در منطقه خواجه بها الدين ولايت تخار توسط دو نفر عرب که خود را خبرنگار معرفي کرده بودند به شهادت رسيد.
25/9/2001 میلادی، طالبان سفارت امريکا را در کابل به آتش کشيدند.
7/10/2001 میلادی، عمليات نظامي امريکا در افغانستان آغاز گـــرديد.
26/10/2001 میلادی، طالبان عبدالحق قوماندان سابق مجاهدين را اسير و با همراهانش در ولايت لوگر اعدام کــردند.
9/11/2001 میلادی، شهر مزار شريف به دست نيروهاي جبهه متحد افغانستان فتح شد.
13/11/2001 میلادی، آخرين پايگاههاي نظامي طالبان در اطراف شهر کابل از تصرف آنان خارج شـــد.
16/11/2001 میلادی، اولين دسته از سربازان برتانوي در ميدان هوائي بگرام پياده شدند.
25/11/2001 میلادی، اسيران طالبان و القاعده در داخل قلعه جنگي مزار شريف شوريدند در نتیجه صدها نگهبان و اسير کشته شــــــدند.
2/12/2001 میلادی، يک دسته از سربازان فرانسوي به ميدان هوائي مزار شريف پياده شدند.
5/12/2001 میلادی، حامد کرزي به حيث رئيس اداره موقت افغانستان تعیين گرديد.
6/12/2001 میلادی،جلسه بن به پايان رسيد.

امرا و حکام افغانستان

تاریخ مملکت مستقل جدید افغانستان از سال 1160 هجری قمری ( 1847 .میلادی ) شروع میشود چون بعد از انقراض غوریان افغانستان دیگر بخود سلسله مستقل ندید . غالبا ضمیمه یکی از ممالک معظمه محسوب میشد . چنانکه ابتدا جز دولت ایلخانان ایران و بعد از آن ضمیمه مملکت تیموری بود و پس از برقراری شدن فرزندان بابر در هند و تشکیل دولت مغول در ان سرزمین افغانستان گاهی تعلق به هند داشت و گاهی ایران. ولی اکثر اوقات بین این دو دولت منقسم بود چنانکه کابل و قندهار را تا بعد از مرگ اورنگ زیب امپراطوران مغول در دست داشتند و هرات را پادشاهان ایران.
در سال 1150 هجری قمری (1737 . میلادی) نادرشاه افشار پادشاه ایران کابل و قندهار را گرفت و از آن راه سفر جنگی مشهور خود را بطرف هند انجام داد . بعد از قتل نادرشاه در 1160 هجری(1747 .میلادی ) افاغنه خود را از بار ایران بیرون آورند و احمد خان راکه رئیس قبیله ابدالی یا درانی بود بپادشاهی برخوداختیار کردند واحمد خان مقام وزارت را به جمال خان وارث ریاست قبیله بارکزایی که با قبیله درانی رقابت داشتند واگذاشت و از این تاریخ تا یک قرن بعد این ترتیب محفوظ بود یعنی شاه از قبیله درانی ووزیر از قبیله بارکزایی اختیارمیشد .

خاندان درانی
1160. هجری قمری - احمد

_______________________
خرم آن روز كزين منزل ويران بروم
راحت جان طلبم وز پي جانان بروم‏
به كابل باميان هلمند و هرات
به جاغوري و لوگر و بغلان بروم

Admin
مدیر سایت
مدیر سایت

محبوبيت : 27
سن : 24
ارسالها : 582
امتياز : 1229
تاريخ عضويت : 30/04/2010

خواندن مشخصات فردي http://guftiman3.pops.tv

بازگشت به بالاي صفحه Go down

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه


 
Permissions in this forum:
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد